کد خبر : 24367
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۳
14 views بازدید

تئاتر «مترانپاژ»؛ خنده‌دار‌تر از ترس

اگر به تئاتر علاقه مندید خبر تئاتر «مترانپاژ»؛ خنده‌دار‌تر از ترس را مطالعه کنید و در صورت علاقه با دوستان خود به اشتراک بگذارید. از اینکه با ایران پی پر هستید به خود میبالیم هفته نامه چلچراغ – الهه حاجی‌زاده، سیدمهدی احمدپناه: ذائقه ایرانی، کالا ایرانی. این شعار را به‌خاطر داشته باشید. اگر چیزی به مذاق سخت‌پسند ایرانی خوش بیاید، هر طور که شده، آن […]

اگر به تئاتر علاقه مندید خبر تئاتر «مترانپاژ»؛ خنده‌دار‌تر از ترس را مطالعه کنید و در صورت علاقه با دوستان خود به اشتراک بگذارید. از اینکه با ایران پی پر هستید به خود میبالیم

هفته نامه چلچراغ – الهه حاجی‌زاده، سیدمهدی احمدپناه: ذائقه ایرانی، کالا ایرانی. این شعار را به‌خاطر داشته باشید. اگر چیزی به مذاق سخت‌پسند ایرانی خوش بیاید، هر طور که شده، آن را از آن خود می‌کند. از آن خود کردن هم صرفا به معنای مالکیت نیست، حتی مبدل تمام درونیات آن، به نفع ذائقه خویش است. نمایشنامه‌های روسی هم از دیرباز به اشتراک هنرمندان ایرانی چنین جایگاهی داشته‌اند و تعداد فراوانی از آن‌ها به سبک‌ها و طرق مختلف در صحنه‌های تئاتر به نمایش درآمده‌اند.

 

گروه تئاتر لیو به کارگردانی حسن معجونی، این‌بار سر وقت نمونه دیگری از این نمایشنامه‌های روسی رفته که ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی را دست‌مایه ایجاد لحظات کمیک می‌کند. آن‌چه خواهید خواند گفت‌وگویی است با حسن معجونی، کارگردان و سعید چنگیزیان، بازیگر نمایش «مترانپاژ».

 

«مترانپاژ» و محتوای این اثر از نویسنده مشهور روسیه در چه زاویه‌ای با اجتماع ما قرار دارد؟

حسن معجونی: این منظر خودمان است که کجا قرار بگیریم و متن تا چه حدی ارجاعات بیرونی داشته باشد. متن رابطه و نسبت‌های فراوانی با شرایط ما دارد. درواقع در وهله اول زندگی دوگانه‌ای را که ما داریم و داخل خانه یک شکلی هستیم و بیرون شکل دیگری داریم، نشان می‌دهد. ترس از این داریم که محیط داخلی ما لو برود و بیرونی شود، دلیل شده که مکررا پنهان‌کاری کنیم. این موقعیت که در متن می باشد، دقیقا عین مسئله جامعه ماست. ترسیدن آدم‌ها برای شرایطی است که انسان‌ها در اجتماعشان تحقیر می‌شوند. متن «مترانپاژ» حرفش همین است. بیشتر از ترس از دست رفتن موقعیت اجتماعی مردم، حرف نمایش ترسی است که به فراگیر مردم را دربرگرفته است.

آقای چنگیزیان، شما به نوعی بازیگر جدی ترین خصوصیت نمایش «مترانپاژ» را که برای بار نخست در تهران به صحنه رفته است، چه می‌دانید؟

سعید چنگیزیان: فضا و حس‌وحال نمایشنامه خیلی زیاد به دهه ۴۰ روسیه نزدیک است و دغدغه‌های فردی پیرامون کار دولتی، ریاست و توقعات اجتماعی مردم، در دست‌گیری قدرت و معلومات و… ازجمله مباحثی است که در متن می باشد و با این وجود با موقعیت امروز دنیا و جوامع هم فاصله ندارد. از محتوای متن برای نقد موقعیت جامعه با چاشنی طنز و کمدی استفاده‌ شده است.

برای شما هم جالب است؟ :  سرنوشت و تراژدی، در نمایش های «پیتر بروک»

نقشی که در نمایش «مترانپاژ» بازی می‌کنید، کمی با آن‌چه در دیگر آثارتان معرفی داده‌اید، فاصله دارد. چه شد که تصمیم گرفتید این فاصله را بوجود بیاورید؟

سعید چنگیزیان: سعی کردم کمی از نقش‌های سنگین فاصله بگیرم و تجربه‌های سبک و کمدی هم داشته باشم. بیشتر تجربه‌های من فرم و جدی و گاهی خشن بوده و ورود به چنین فضاهایی برایم جالب است.

اصولا به هم‌خوانی و هم‌سویی تئاتر با شرایط اجتماعی باور دارید و با استناد به این اصول متن «مترانپاژ» را انتخاب کرده‌اید، یا صرفا سوژه کفایت می کند و لحظه و مکان و موقعیت اجتماع را کافی می‌دانید؟


حسن معجونی
: از لحاظ محتوایی باید این موضوع رخ دهد. به این دلیل که تئاتر سوژه‌ای مرتبط به مسائل روز است. گاهی سوژه‌ای مدنظر داریم، یعنی محتوایی رفتار می‌کنیم و گاهی در فرم این شکل می باشد و فرمی می باشد که زبان خودش را هم به مساله می‌کشد. با این وجود باید دید در فرم هم حرفی برای گفتن داریم و چیزی را به مساله می‌کشیم؟! حتما فرم و محتوا باید با لحظه هم‌خوانی داشته باشد، چراکه تئاتر را در لحظه می‌بینیم و در لحظه حال رخ می‌دهد و مانند فیلم نیست.

فکر می‌کنید بهترین مخاطبان نمایش «مترانپاژ» چه اقشاری از جامعه هستند؟

سعید چنگیزیان: ممکن است همه اقشار. نمی‌خواهم تقسیم‌بندی کنم، با اینحال به نظر مخاطبش همه آدم‌ها هستند، به این دلیل که مسئله نمایش پیرامون مسئله‌ای است که حال همه آدم‌هاست و منحصر به قشر مخصوصی نیست و مسائلی مانند عشق، نظام فکری و طبقاتی جامعه و… ازجمله موضوعاتی است که هر انسانی آن را به نحوی تجربه خواهد نمود. نشانه‌هایی که چخوف در آثارش دارد، در هرجایی امکان دارد به چشم بخورد.

 

خنده‌دار‌تر از ترس 

به نظر شما چرا متن‌های روسی در ایران تا این حد مورد استقبال قرار می‌گیرد و برای مخاطبان و هنرمندان ایرانی در بیشتر مواقع جذابیت داشته و دارد؟

سعید چنگیزیان: ممکن است همه جای دنیا مثلا حالی را که ما با چخوف داریم، داشته باشند و همین نکته خیلی جالب است. بررسی ارتباطات انسان‌ها و کنش‌هایی که در جریانات اجتماعی از خود نشان می‌دهند، ممکن است به ما نزدیک است که می‌توانیم به‌خوبی درکش کنیم و لذت ببریم. ممکن است جدی ترین دلیلی که به چخوف به نوعی یکی از مطرح‌ترین نویسندگان روسی تا این حد توجه می‌شود، رابطه انسانی باشد که ما در مواجهه با بسیاری تجربه می‌کنیم. در متن‌های روسی اتفاقات انسانی و بالا و پایین‌های زندگی خیلی خوب مطرح می‌شود. نمی‌دانم ممکن است مرتبط به شرایط اجتماعی روسیه باشد و هرچه بوده به حال‌وهوای ما مشابهت دارد و مطالبش را خوب می‌فهمیم.

برای شما هم جالب است؟ :  روح سرگردان در نمایش «شرق دور، شرق نزدیک»

با این‌که متن‌های روسی فراوانی ترجمه شده است، از لحاظ شما کدام وجه از ادبیات روسیه برای ما به‌خوبی معرفی نشده است؟


حسن معجونی
: به نظرم بخش‌هایی به‌خوبی معرفی نشده که اساسا هیچ ارتباطی بین آن بخش و جامعه خودمان پیدا نمی‌کنیم. درواقع این همان کاری است که دراماتورژی انجام می‌دهد. آن چیزهایی که عایدی برای ما ندارد و مرتبط به بخش‌های مخصوصی از اجتماع آن‌هاست که برای ما معنا و مفهومی ندارد.

فکر می‌کنید دولت‌ها چه نقشی در ایجاد یا جلوگیری از ترس اجتماعی دارند؟

حسن معجونی: بخشی از این ترس‌ها به‌هرحال مرتبط به افرادی است که حکومت می‌کنند و هرچقدر قادر باشند مردم را بیشتر در شرایطی بگذارند که کنترل بیشتری داشته باشند، موفق‌تر است و همه ترس‌ها را برای کنترل بیشتر ایجاد می‌کنند. آدم‌ها در این موقعیت مکررا گمان می نمایند تحت مراقبت هستند و در بیشتر مواقع ابهامی در ذهنشان می باشد. در شرایط حال حاضر ما بخشی از حاکم بودن ترس، مرتبط به داشتن زندگی دوگانه است که مادر خانه یک شکلی داریم و بیرون از خانه شکل دیگری داریم و در بیشتر مواقع به این دلیل که زندگی داخل خانه با خارج خانه فرق دارد، از آشکار شدن این اختلاف می‌ترسیم.

فکر می‌کنید دولت‌ها برای از بین بردن این ترس چه کاری قادر اند انجام دهند؟ آیا آن‌ها این ترس را تشدید می‌کنند؟

حسن معجونی: گمان می نمایم اگر رابطه حکومت و مردم تغییر کند، وضیعت بهتر شود؛ یعنی حکومت هیچ‌گاه نباید خود را قیم مردم بداند. اصولا ترسیدن، مانند ترس از دست دادن مکان اجتماعی و هر ترس دیگری آن‌جایی ترسناک می‌شود که خودش را پنهان می‌کند.

آیا تا این لحظه از این‌که جایگاهتان را از دست بدهید، ترسیده‌اید؟


حسن معجونی:
جایگاهم درمورد بازیگری امروز برایم خیلی مهم نیست. ممکن است یک زمانی برایم ارزش فراوانی داشت و فکر می‌کردم اگر این مکان را از دست بدهم، چه اتفاقی برایم می‌افتد؟! با اینحال بعد‌ها متوجه شدم آن مکان تنها یک مدیوم است که برای خودم انتخاب کرده‌ام و پیغامم را در آن می‌دهم و بودن یا نبودن آن فرق فراوانی ندارد و می‌توانم در مکان دیگری پیامم را برسانم.

برای شما هم جالب است؟ :  محمدحسن معجونی ، چخوف و یک منظره خالی

 

خنده‌دار‌تر از ترس 

وقتی مخاطب نمایش «مترانپاژ» از سالن خارج می‌شود، دوست دارید چه چیزی با خود از این اثر بهمراه ببرد؟

حسن معجونی: واقعا برایم مهم نیست که چیزی با خود می‌برد یا نه؟ آن چیزی که برایم ارزش دارد، این است که ایشان به این اتفاقات واقعا بخندد. به این دلیل که وقتی مخاطب می‌خندد، درحقیقت در حال شناسایی و چیره شدن به نمایش است.

تا این لحظه با کسی که موقعیت اجتماعی خود را از دست داده است، روبه‌رو شده‌اید؟ فکر می‌کنید کدام تغییر از همه ترسناک‌تر است؟

حسن معجونی: برای خیلی‌ها مکان اجتماعی همه آن چیزی است که برایش یک عمر تلاش کردند. وقتی یک آدم جایگاهش را از دست می‌دهد، امکان دارد این موضوع برایش به مثابه مرگ باشد. فرد وقتی مکان اجتماعی‌اش را از دست می‌دهد، روی هوا می‌ماند و هیچ هویتی ندارد و به این دلیل که همه چیزش نادیده گرفته می‌شود، انگار که اساسا مرده است.

گروه لیو به این نمایشنامه و چخوف چه نگاهی دارد؟

سعید چنگیزیان: نگاه گروه لیو و حسن معجونی دقیقا ویژه به خودش است و با نگرش خودش به متن چخوف پرداخته است. معجونی موقعیت‌های آدم‌های نمایش را به شکلی دیزاین کرده که در موقعیتی بیرون‌ریزی دارند و این گزینه پسند حسن معجونی است و این نقطه بسیار جذابی محسوب میشود. گروه لیو ممکن است نزدیک به ۲۵ سال است که فعالیت می‌کند و برای قشر مخصوصی کار به صحنه نمی‌برد. دیزاین حسن معجونی و نگاهش برای خود اوست و کسی جز ایشان به چخوف این‌طور نگاه نمی‌کند. ما در گروه لیو هم در موقعیت بازی می‌کنیم هم شخصیت‌پردازی می‌کنیم. معجونی هیچ‌چیز را صددرصد نمی‌بیند و موقعیت‌ها را به‌سرعت تغییر می‌دهد تا ببیند چه اتفاقی می‌افتد و ما هم این شیوه کارش را دوست داریم و زبانش را خوب می‌فهمیم. این زبان، هم در کارهای طنز هم در غیرطنز شکل مشخصی دارد.

امیدواریم این نوشته در باب تئاتر مورد استقبال شما قرار گرفته است. میتوانید با ابزارهای پایین دوستان علاقه مند به تئاتر را پیرامون این خبر مطلع نمائید.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات