کد خبر : 40306
تاریخ انتشار : یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۱
13 views بازدید

دانکرک؛ روایت نولان از جنگ جهانی دوم

دانکرک؛ روایت نولان از جنگ جهانی دوم نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید. روزنامه شهروند – امین فرج‌پور: بروزترین و به عبارت بهتر و دقیق‌تر دهمین فیلم سینمایی کریستوفر نولان پرطرفدار و پرطرفدار که این‌ایام جایگاهی باورنکردنی و غریب در جهان سینما یافته، دانکرک اسم گذاری شده. […]

دانکرک؛ روایت نولان از جنگ جهانی دوم نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید.

روزنامه شهروند – امین فرج‌پور: بروزترین و به عبارت بهتر و دقیق‌تر دهمین فیلم سینمایی کریستوفر نولان پرطرفدار و پرطرفدار که این‌ایام جایگاهی باورنکردنی و غریب در جهان سینما یافته، دانکرک اسم گذاری شده. فیلمی جنگی پیرامون رخدادهای‌هزار بار روایت شده جنگ دوم جهانی؛ که گفته شده برای اولین‌بار در کارنامه سرشار از جادو و خیال نولان، براساس رخدادی بطور کلی مستند و حقیقی ساخته شده است.

داستانی که در دانکرک دستمایه کریستوفر نولان قرار گرفته است، پیرامون تخلیه نیروهای متفقین از شهر دانکرک فرانسه است. ماجرای اصلی به این صورت بوده که در انتهای ماه می ‌تا چهارم ژوئن، یعنی در اولین روزهای خردادماه ‌سال ١٩٤٠ نیروهای آلمان سربازان انگلیس، کانادا، فرانسه و بلژیک را در شهر فرانسه محاصره کرده‌اند؛ و اکنون باید این نیروها عملیات تخلیه سواحل دانکرک را به انجام برسانند. فیلم کریستوفر نولان روایت این عملیات است که در آن گفته شده است که حدود هشتصد قایق نظامی انگلیسی جان حدود سیصد و پنجاه‌هزار نفر از سربازان محاصره شده را نجات دادند…

 

 

اول بار وقتی که نولان بیست و پنج ساله همراه با همسرش تعطیلات شان را همراه با کانال مانش می‌گذراندند، فرضیه تولید دانکرک به خاطر نولان رسید. این سینماگر به دفعات و به دفعات در ماه‌های واپسین مطرح نموده که لحظه تولید فیلم دانکرک بیش از این‌که نیت ساخت یک فیلم سنتی جنگی را داشته باشد، فیلمی که با استناد به سیاقی که ژانر فیلم جنگی پایه‌ریزی کرده است که پیرامون جنگ و پیروزی باشد، مصمم بوده تا این واقعه را در شکل داستانی که روایتگر تلاش برای بقا است، به تصویر کشد. درواقع جمله‌ای که در فیلم از زبان سربازی جوان می‌شنویم، که: باید در سواحل بجنگیم، باید در فرودگاه‌ها بجنگیم. هرگز نباید تسلیم شویم؛ گفته مشهوری از وینستون چرچیل است؛ با نیت اتحاد و تجمیع سربازان بریتانیایی بعد از عملیات دانکرک.

 

با اینحال نولان برای گسترش بار سلحشوری فیلم و تأکید بر این‌که تلاش بقا تنها جذابیت روایت این جریان برایش بوده، لحظه این گفته‌ها را تغییر داده تا بر اراده‌هایی تأکید کند که سرنوشت جنگ دوم را تغییر دادند؛ که اگر تخلیه دانکرک به وقوع نمی‌پیوست و سربازان انگلیسی در دانکرک قیچی می‌شدند، مطمئنا دیگر انگلیس تا انتهای جنگ نمی‌موفق شد کمر از بار این شکست راست کند…   

کریستوفر نولان در همان ایام که جلب و جذب ماجرای چشمگیر این عملیات شد، فیلمنامه دانکرک را نوشت؛ با اینحال تولید آن فیلم سال‌های‌سال ممکن نشد؛ و بالاخره به نوعی دهمین فیلم کریستوفر نولان، در روزهایی که اشتهارش به‌حدی رسیده که هر فرضیه‌ای را با هر میزان بودجه‌ای که در نظر آورد، می‌تواند بسازد، جلوی دوربین رفت. جالب این‌که کارگردانی که سال‌ها پیش حتی تصور تولید چنین فیلمی را نیز نمی‌موفق شد بکند به نوعی دستمزد کارگردانی در این فیلم بیست‌میلیون دلار به اضافه بیست‌درصد از فروش فیلم را گرفته؛ که بالاترین دستمزد ثبت شده یک کارگردان در تاریخ سینما، با این وجود بعد از دستمزد رویایی پیتر جکسون برای فیلم کینگ کونگ است.

 
اولین افرادی که حضورشان در دهمین فیلم نولان قطعی شد، تام‌هاردی، کنت برانا و مارک رایلنس بودند. فیون وایتهد نیز بسیار بعدتر، بعد از جست‌وجوی فراوان نولان برای یافتن بازیگری ناشناس برای نقش اصلی این فیلم، انتخاب شد. تام کارنی، جک لودن، هری استایلز، جیمز دارسی و… هم کم‌کم به این برنامه عظیم اضافه شدند، تا به‌سال قبلی در همین ایام رسیدیم که رویای نولان جامه رفتار پوشید و فیلمبرداری دانکرک شروع شد…

ایام گذشت و گذشت تا رسیدیم به روز سیزدهم جولای، حدود دو هفته پیش که بالاخره فرش قرمز دانکرک برگزار و از این فیلم معرفی شد. بعد از آن دانکرک به هر میزان شنیده تعریف و تمجید و ستایش بوده است؛ چیزی در مایه‌های اتفاقی که برای تمام فیلم‌های واپسین این کارگردان رخ داده و با این وجود با این اختلاف که بیشتر تعریف‌هایی که از دانکرک به رفتار آمده ناظر بر جنبه‌های فنی و تکنیکی کار بوده است. درواقع نولان که در فیلم‌های آخرینش غیر از مهارت کم نظیرش در کارگردانی فیلم‌های شلوغ و پیچیده با فیلمنامه‌هایش نیز موج و بحث ایجاد می‌کرد، در دانکرک از این جهت ناکام مانده است…

کریستوفر نولان از دانکرک بیان می کند

در جبهه غرب خبری نیست…

سایت‌اند ساوند یکی از با اعتبارترین و مهم ترن مجله ها سینمایی حدود نیم قرن واپسین است. نشریه‌ای که شماری از جدی ترین نویسندگان و منتقدین سینما در آن قلم زده و می‌زنند. این نشریه در بروزترین شماره‌اش پرونده مخصوصی برای فیلم دانکرک که بروزترین فیلم یکی از ستایش‌شده‌ترین کارگردانان سده بیست و یکم است ترتیب داده است؛ که بخشی از گفت‌وگوی این کارگردان را با استناد به گفته این نشریه با هم می‌خوانیم…

برای شما هم جالب است؟ :  این بازیگر زن هالیوودی مسلمان شد (تصویر)

می‌خواهیم از ساده‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین پرسش شروع کنیم. چرا دانکرک؟

اگر شما با نگاه یک فیلمساز مسائل را مشاهده نمائید، در بیشتر مواقع دنبال جریان‌های ناگفته و روایت نشده خواهید بود؛ و دانکرک از این جریان‌هاست که با این‌که بیشتر بریتانیایی‌ها با شنیدن آن بزرگ می‌شوند، با اینحال از‌ سال ١٩٥٨ که فیلم دانکرک ساخته لسلی نورمن بیرون آمد، کسی به آن نزدیک نشده بود. همان‌گونه که اول گفتم برای فیلمساز چیزی بهتر از این نیست که داستانی دلنشین بیابد که بتواند خود را در جهان آن غرق کرده و روایتی ترتیب دهد برای افرادی که جریان را نمی‌دانند و یا این‌که به روش کلیتی فارغ از نکات از وجودش آگاهی دارند…

 
آیا این‌که جریان دانکرک بریتانیایی است، در انتخاب آن نقش داشت؟

می‌شود گفت به دلیل بریتانیایی بودن است که از‌سال ٥٨ به این سو دیگر کسی سراغ تولید آن نرفته بود. چرا که روایت داستانی با این حدواندازه امکاناتی در حد و اندازه استودیوها و کمپانی‌های بزرگ آمریکایی می‌طلبد؛ و این استودیوها نیز کم سراغ جریان‌هایی مانند این می‌آیند.

 

با استناد به این شرایط خوش شانسی من این بود که سابقه خوبی در تولید فیلم‌های عظیم پرتحرک داشتم و در عین حال رابطه‌ام هم با کمپانی برادران وارنر هم خوب بود. به این دلیل هم هست که توانستم به وارنرها شرح دهم که دانکرک با اینکه بریتانیایی است، با اینحال می‌تواند تقاضای جهانی فراوانی داشته باشد. درواقع این فیلم تمام آن چیزهایی را که فیلم‌هایی مانند این باید داشته باشند، در خود داشت. داستانی ساده و سرراست، یک نوع وفاق همگانی برای غلبه بر شرایط، تکامل ذات انسانی- که سربازان در گذر لحظه خودشان را پیدا می‌کنند، و با این وجود کمک غیرنظامیان برای به نتیجه رسیدن عملیات و… عناصری بودند که روایت‌های عظیم از این دست را کیفیت انسانی بخشیده و روایت‌پذیر می‌کند.

 

هزاران سرباز، ‌هزار قایق و مردی که می‌خواهد بهترین باشد... 

میتوانید بگویید به اشتراک رویکردهای متفاوتی که درمقایسه با سینمای جنگ و خشونت‌های حاکم بر آن می باشد، شما در دانکرک در پی چه نوع نگاهی بودید؟

برای تولید این فیلم باید بگویم که ما لحظه فراوانی را صرف بررسی فیلم‌ها و رویکرهای مختلف در سینما پیرامون جنگ کردیم. یکی از کارهایی که انجام دادیم این بود که فیلم نجات سرباز رایان استیون اسپیلبرگ را که قدرت فوق‌العاده احساسی صحنه‌های نبردش از روز معرفی‌ آن کم‌رنگ نشده است، به نحوی سرمشق خودمان قرار دادیم. به علاوه از طرف دیگر با تماشای فیلم در جبهه غرب خبری نیست، بهمراه مطالعه چند مقاله سینمایی ازجمله مقاله جیمز جونز درنهایت به این نتیجه رسیدم که تولید دانکرک در شکل یک فیلم کلاسیک جنگی برایم راحت نیست.

 

درواقع از لحاظ من عنصر تولید کننده این فیلم که از همه بیشتر دلنشین و متمایز می‌نماید این است که دانکرک داستانی از تلاش برای بقا است، نه فیلمی جنگی پیرامون یک عملیات یا پیرامون عده‌ای سرباز. به این دلیل است که می‌گویم در دانکرک نگاهم به جنگ جدی، عاطفی و احساسی، با اینحال غیرخشن است. در حقیقت از آن فیلم‌ها نیست که مردم لحظه تماشا مجبور شوند نگاهشان را از تصویر برگردانند. بجای آن تلاش کردیم تجربه‌ای بوجود آوریم که به مردم تعلیقی بهمراه هیجان و درکنارش دلهره و تا حدی ترس بدهد، با اینحال نه تجربه‌ای که در آن تنش مجبورتان کند چشم‌هایتان را ببندید…

مزد ترس هنری ژرژ کلوزو به علاوه از طرف دیگر موتور محرکه‌ای دارد…

مزد ترس بیشترین رابطه و نزدیکی را با شیوه تولید این فیلم داشت. بعد از این‌که بررسی فیلم‌های جنگی را در مرحله تحقیق پشت سر گذاشتیم، در مرور دیگر ژانرها، حس کردم تعلیق فیلم مزد ترس دقیقاً همان چیزی است که دنبالش هستیم. درواقع با این‌که در بیشتر مواقع تعلیق را به هیچکاک و فیلم‌های بزرگ ایشان نسبت می‌دهیم، با اینحال، کلوزو در مزد ترس، مانند بیشتر فیلم‌های کارنامه روبر برسون به تعلیق فرایندی فیزیکی می‌بخشد.

 
سخت بزرگ‌تان در دانکرک چه بود؟

در این فیلم سختی‌های فیزیکی بسیاری وجود داشت. این نکته که هر بخش از زاویه دید متفاوتی روایت می‌شود، مشکلات و مساله‌های فراوانی را باعث می‌شد. فیلم جنگی شرایط مخصوصی دارد. شما با سربازان در ساحل یا در قایق سر و کار دارید، آن هم در آن آب‌وهوای متغیر آن جا، در صحنه‌هایی که تیراندازی در محل حقیقی انجام می‌شود و… اگر فکر کنید می‌بینید که چه احتمالات بی نهایتی برای شما می‌تواند رخ دهد. این مسئله خیلی مساله‌برانگیز می‌موفق شد باشد. ‌هوایی که صحنه را خراب می‌کرد و شن و ماسه‌ای که به روش مردم می‌خورد و دیگر موارد دشوار همگی شرایط را بسیار سخت‌تر کردند و این تازه جدا از آن لحظاتی است که می‌ترسید هواپیماها روی شما بمب بریزند.

برای شما هم جالب است؟ :  انیمیشن «بچه مدیرعامل»؛ پرواز در آسمان بیکران ذهن کودکان

 

اینها را باید اضافه کنم به مسئله بسیار دشوار فیلمبرداری روی آب آن هم با همراهی ممکن است بزرگترین گروه فیلمبرداری دریایی تاریخ در فیلمی بلند؛ و نیز فیلمبرداری صحنه‌های هوایی به این شکل که ناچار بودیم یک دوربین آی‌مکس را در کابین هواپیما جا دهیم. برای غلبه بر این مساله‌ها ماه‌ها تحقیق و پیشرفت انجام شد. مدیر فیلمبرداری هویته ون هویتما رابطه فراوانی با پاناویژن و آی‌مکس برقرار کرد تا امکان قراردادن دوربین در جایی که سر خلبان قرار دارد ممکن آید؛ که این به ما امکان می‌داد دید حقیقی خلبان را ارایه دهیم.

دانکرک فیلم کم دیالوگی است. با اینحال در جایی گفته‌ای که در تحقیقاتت به سینمای دوران صامت هم نگاه کرده‌ای. آیا دلیل این کار تنها کم دیالوگ بودن این فیلم بود یا دلیل دیگری در کار است؟

دوران سینمای صامت برای من در بیشتر مواقع منبع الهام بوده؛ به این دلیل که سینمای صامت می‌تواند به معنای بازگشت به مبانی سینما و روایت جریان سینمایی باشد. درواقع کالا سینمای صامت چیزی است که فیلم قادر به انجامش است، نه رمان و نه برنامه رادیویی و نه برنامه تلویزیونی. نمی‌تواند انجام دهد.

خیلی‌ها فیلم دانکرک را رویکردی استعاری به برگزیت (خروج انگلستان از اتحادیه اروپا) می‌دانند. آیا این نکته عامدانه و آگاهانه بوده است؟

وقتی برگزیت اتفاق افتاد ما در اواسط کار فیلمبرداری بودیم. هر موقعی که فیلم می‌سازید جهان اطرافتان دستخوش تغییر می‌شود. آنچه پیرامون مسئله کارمان به من احساس خوبی می‌داد این بود که دانکرک در بیشتر مواقع به منزله چیزی شبیه به به تست روشاک رفتار کرده است.

 

دانکرک از چنین اصولی دارا است، چنین عنصر های ساده‌ای که دلیل می‌شوند ما تعبیرات متناقضی از نحوه رابطه فیلم با جهانی که در آن معرفی می‌شود برداشت کنیم. من با این مسأله مشکلی ندارم و قبلاً هم با آن سروکار داشته‌ام، خصوصاً در سه‌گانه شوالیه تاریکی، که در این خصوص هرکاری که کردیم با تعبیرات سیاسی افراطی و متناقضی روبه‌رو بودیم، با اینحال جامعه آن‌قدر فهمیده است که متوجه شود مردم آن چیزی را در این فیلم‌ها می‌بینند که خود می‌خواهند ببینند. جریان دانکرک صادقانه ساخته شده است، خیلی صمیمانه، هیچ رابطه مستقیم عینی و لفظی یا سیاسی و یا تعبیراتی به جهان امروز ندارد، چراکه ماجرای آن به‌سال ۱۹۴۰ برمی‌گردد. با اینحال جریان آن بسیار موثر است و با مسائلی سروکار دارد که هنوز از جهت ارزش‌شان در جهان امروز چیزی کاسته نشده است.

آن چه منتقدین پیرامون فیلم تازه کریستوفر نولان گفته‌اند

نمایش شرم شکست آلوده سربازانی زامبی‌وار!

به توجه به این‌که نولان فیلم‌های عامه‌پسندتری درمقایسه با کارگردان‌های رده‌بالای ‌هالیوود تولید میکند، با اینحال در بیشتر مواقع بین علاقه مندان سینما اختلاف بوده که آیا ایشان را می‌توان یکی از برترین کارگردان‌های حال حاضر سینما دانست یا نه؛ که به ذهن خطور میکند با دانکرک، کفه‌ ترازو حداقل در عرصه مکان نولان در اذهان منتقدین سینمایی به سوی این کارگردان سنگینی کرده است. به عبارت بهتر بروزترین ساخته‌ کریستوفر نولان، از لحاظ خیلی از منتقدین به ذهن خطور می کند یک شاهکار است. مانند تمام فیلم‌های واپسین این فیلمساز؛ که حتی معمولی ترین‌هایش نیز منتقدین سایت‌ها و نشریهها را درگیر بسیجی باورنکردنی می‌کند…

 

هزاران سرباز، ‌هزار قایق و مردی که می‌خواهد بهترین باشد... 

 
فیلم دانکرک که به روایت نبردی به همین اسم در فرانسه و در دوران جنگ جهانی دوم می‌پردازد، با بازیگرانی چون تام‌هاردی، کریس رایلنس و هری استایلز در نظر منتقدین متوسط امتیازی ۹۶ از ۱۰۰ را به دست آورده است. به اشتراک نقدهای چاپ شده پیرامون این فیلم به دفعات و به دفعات از این درام جنگی به نوعی شاهکار و بهترین فیلم‌سال تا این‌جا گفته شده و منتقدین این فیلم را یکی از مدعیان اصلی فصل جوایز دانسته‌اند. منتقدین باسابقه و سختگیر بسیاری از مجله ها دنیا ازجمله گاردین، امپایر، تلگراف به فیلم امتیاز پنج ستاره کامل داده‌اند و به علاوه از طرف دیگر منتقدین مجله ها آمریکایی مانند‌هالیوود ریپورتر و اینترتینمنت ویکلی، یک‌سره در مدح و ستایش بروزترین ساخته نولان نوشته‌اند و همگی یک‌صدا بر این باورند کارگردان ٤٦ساله انگلیسی مقیم آمریکا به اوج دوران حرفه‌ایش رسیده است.

گزیده واکنش‌های منتقدین دنیا به فیلم جنگی دانکرک را پیشتر می‌خوانیم…

پیتر دبروج | ورایتی

با اینکه مسئله فیلم نسبتا با مواردی مانند سرآغاز و شوالیه تاریکی دارای اختلاف است با اینحال نتیجه نهایی مانند در بیشتر مواقع واضح است:   یک فیلم کریستوفر نولانی- از تعلیق یک تنه و همه‌جانبه گرفته تا شیوه پیچیده ایشان برای به بازی گرفتن لحظه و مکان- که سیل هوادارانش را برای تماشای دستاورد آخرینش به سالن‌های سینما سرازیر خواهد نمود؛ آن‌هم چه دستاوردی! این همان چیزی است که تماشاگرها از نولان می‌خواند. استاد صحنه‌های خارق‌العاده، برای بار نخست امضای خود را پای یک اثر تاریخی حک می‌کند.

برای شما هم جالب است؟ :  «سربازان یک چشمِ» هالیوود

تاد مک‌کارتی |‌هالیوود ریپورتر

دانکرک یک شاهکار امپرسیونیستی است. این اولین کلماتی نیست که در توصیف یک بلاک‌باستر تابستانی که به وسیله یکی از بزرگترین کارگردان‌های عامه‌پسند ساخته شده، می‌شنوید. با اینحال دانکرک یک فیلم جنگی است که مشابهش را کمتر دیدیم، فیلمی که برای ساختش هزینه‌ بسیاری شده با اینحال بیشتر از آن‌که صحنه‌های بزرگ و سکانس‌های چشم‌نواز ارایه کند، لحظات شخصی، فوق‌العاده عمیق و درگیرکننده به ارمغان می‌آورد.

جین کرادر | توتال فیلم

تکان‌دهنده، مهیج کننده و احساسی. دانکرک فیلمی باپرستیژ، شجاع و پیروز است که باید آن را چندبار دید، علي الخصوص در سینماهای IMAX.

رابی کالین | تلگراف

فیلم خارق‌العاده‌ تازه نولان اثری جنون‌آمیز و پرشکوه است که باید در بهترین و بزرگترین پرده‌ سینما دیده شود. با اینحال ظاهر چشم‌نواز آن در به تصویر کشیدن نبردهای جنگ جهانی دوم خلاصه نمی‌شود، مانند تمام فیلم‌های بزرگ در زیرژانر جنگ، تک تک لحظاتش میخکوب‌کننده است. نجات سرباز رایان استیون اسپیلبرگ و خط باریک سرخ ترنس مالیک قواعد ادغام سینما و جنگ را بازنویسی کردند… تنها وجه تشابه دانکرک و دو فیلم گفته شده، در پیروی از سنت ضبط وحشت بی‌انتهای و هول حقیقی در کنج خلوت رقم خورده است. یک چنین تکلیفی – ممکن است بیش از هر کار دیگری در سینما – یک فیلمساز را در نقطه اوج خصوصیات حرفه‌ایش قرار می‌دهد. دانکرک اثری ممتاز است.

نیک ده‌سملین | امپایر

یک تریلر جنگی عظیم، انفجاری و دائما درگیرکننده. کلاس تاریخ نولان هم جشنی موثر در ستایش اتحاد است هم تنش‌زا‌ترین فیلم ساحلی از لحظه فیلم ‌آرواره‌های اسپیلبرگ. نولان به پشتوانه عکس هایی با وضوح باورنکردنی، حریق‌بازی و شلیک گلوله‌های حقیقی در متن یورشی حقیقی بر فراز کانال حقیقی انگلیس (کانال مانش)، مخاطب را میخکوب می‌کند. نتیجه نهایی به ایجاد فیلمی خارق‌العاده انجامیده که به‌ویژه تماشای آن بر روی ابعاد عظیم پرده آی‌مکس تجربه‌ای بی‌مانند است.

کریس ناشاوتی | اینترتینمنت ویکلی

این همان نمونه فیلم‌سازی با بودجه‌ عظیم است که می‌تواند هنر لقب بگیرد. دانکرک به علاوه از طرف دیگر بدون‌شک بهترین فیلم‌سال تا به این‌جا است.

 

هزاران سرباز، ‌هزار قایق و مردی که می‌خواهد بهترین باشد... 

پیتر برادشاو | گاردین

یک فیلم توانمند و با ساختی دقیق که داستانی برای گفتن دارد و به خاطرنشان دادن صحنه‌های آخرالزمانی و از مد افتاده گرفتار کلیشه‌ها نمی‌شود. نمایشی از شرم به وسعت یک ساحل که با سربازانی زامبی‌وار از شکست آلوده شده است. دنیایی خشن و مردانه که به ندرت شخصیت مونثی در آن قابل مشاهده است. دانکرک بهترین فیلم نولان تا به امروز است.

دنیل کروپا | آی‌جی‌ان

دانکرک فیلمی به خاطر ماندنی، غیرمتعارف و در لحظاتی خیره‌کننده است.

برایان تروت | یو‌اس‌ای تودی

دانکرک یکی از بهترین موسیقی‌های متن فیلم‌های چند‌سال واپسین را دارد و آهنگ‌های‌هانس زیمر به اندازه‌ یک شخصیت در فیلم نقش بازی می‌کنند. ملودی‌ها شکوهمند هستند و زیمر با ایجاد آهنگ‌هایی از نوع تیک‌تاک ساعت در صحنه‌های اکشن، نیرویی منفجرکننده بوجود آورده است.

مت سینگر | اسکرین کرانچ

اگر تمام کاراکترهای فیلم به اندازه‌ بخش‌های هوایی و دریایی فیلم پرداخته شده بودند، دانکرک فیلم بهتری می‌شد. با اینحال اکنون فیلم تجربه‌ای احساسی با ظاهری چشم‌نواز و نبرد‌هایی تنش‌زا است. در لحظات نادر و آرامی، ما به شنیدن صدای سازی نامتعارف در آهنگ‌های‌هانس زیمر دعوت می‌شویم: صدای تیک‌تاک یک ساعت. یادآوری این‌که در شرایطی که نولان می‌تواند با لحظه بازی کند، قهرمان‌هایش از این کار عاجز هستند.

ایندیپندنت / کریستوفر هوتن

به‌رغم خواست دروني‌ام برای تماشای پیغام‌هایی عمیق‌تر یا غیرمستقیم‌تر در این اثر، دانکرک به طرزی باورنکردنی یک فیلم جسور و مهیج کننده جنگی است. نولان در دوران اوجش به سر می‌برد و چه لذتی دارد تماشای این‌که ایشان چنین فیلم باشکوه و عظیمی را مقابل دوربین برده است.

گاردین / پیتر برادشا

نولان از همان شروع مخاطبش را با آشوب و وحشت محاصره می‌کند و به علاوه از طرف دیگر عکس ها مسحورکننده و صحنه‌های خیره‌کننده فاخر روی پرده عریض ٧٠ میلی‌متری؛ خاصه در آن صحنه‌ای که صف سربازان به داخل دریای خروشان پل می‌زنند و در معرض دید هواپیماهای دشمن قرار می‌گیرند. تصویری که بیانی معمارگون از شور و شوق زوال‌یافته بازگشت به وطن است.

 ایندی‌وایر / دیوید ارلیک

معدود فیلم‌هایی در تاریخ سینما انزوای مطلق ترس و وحشت را به شکلی بسیار محتاطانه به تصویر کشیده‌اند و این‌که تاریخ اغلب به دست افرادی رقم می‌خورد که سعی دارند جان سالم به در ببرند– معدود فیلم‌هایی هم این حقیقت را به عیان‌ترین شکل ممکن به تصویر کشیده‌اند که هر انسان همان اندازه می‌تواند به کشورش خدمت کند که کشورش می‌تواند به تک تک مردم ملتش خدمت کند. با اینحال نولان با تاکیدگذاری بر روی این حقیقت تلخ، فرضیه‌ای ساده را پیش می‌کشد:   امکان دارد هر یک ما در تنهایی و انزوا بمیریم، با اینحال همگی همراه با هم زندگی می‌کنیم.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات