خبرهای ویژه

» مهارت های زندگی » رندی ایرانی ها از کجا می آید؟!

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۶/۱۱ - ۱:۴۰

رندی ایرانی ها از کجا می آید؟!

در این مقاله ترفندی برای آموزش توانایی زندگی برای شما گردآوری کرده ایم با عنوان رندی ایرانی ها از کجا می آید؟! .خواندن این مقاله را پیش نهاد مینماییم. هفته نامه کرگدن – سید محمد بهشتی: اگر بدانیم ایرانیان در طول تاریخ چاره ای جز رندی نداشته اند، با این صفت بهتر کنار می آییم؛ […]

رندی ایرانی ها از کجا می آید؟!

در این مقاله ترفندی برای آموزش توانایی زندگی برای شما گردآوری کرده ایم با عنوان رندی ایرانی ها از کجا می آید؟! .خواندن این مقاله را پیش نهاد مینماییم.

هفته نامه کرگدن – سید محمد بهشتی: اگر بدانیم ایرانیان در طول تاریخ چاره ای جز رندی نداشته اند، با این صفت بهتر کنار می آییم؛ حفظِ این صفت رمز بقا و حتی سعادتمندی ما برای زندگی در مختصات ایران بوده است، با اینحال چرا؟

عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش/ تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام (حافظ)

ایرانیان رند و پرده پوشند و این رندی در همه شئونات زندگی شان جاری است؛ از طرز سخن گفتنشان تا محیط خانه شان، حتی لباس پوشیدن و رفتارهایشان رندانه است. کم پیش می آید که پرسشی خصوصی از آن ها بکنیم و جواب صریحی بگیریم. معمولا خیلی زود نمی فهمیم احساس یک ایرانی به ما چیست، دارایی اش چقدر است، خوشحال است یا ناراحت، از حرفی که می زند چه منظور دقیقی دارد و خلاصه راه بردن به باطن آنان ساده نیست.

برای همین هم خصوصا در یک ساده واپسین متهم به عدم روشنی و حتی ریاکاری شده اند و بسیاری از نخبگان این خصوصیت ایرانیان را مذمت و تحقیر کرده و آن را یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی آنان دانسته اند. لیکن به توجه به این همه تلاش و ملامت باز هم چیزی از رندی ایرانیان کم نشده است. ممکن است تک تک مردم در خودآگاهشان روشنی و رک بودن را ستایش کنند، با این وجود همان ها بالاخره باز رندند، حتی اگر خودشان خبر نداشته باشند.

 


رندی ایرانی ها از کجا می آید؟


اگر بدانیم ایرانیان در طول تاریخ چاره ای جز رندی نداشته اند، با این صفت بهتر کنار می آییم. حفظ این صفت رمز بقا و حتی سعادتمندی ما برای زندگی در مختصات ایران بوده است، با اینحال چرا؟

دلیل اصلی آن موقعیت ویژه جغرافیایی ایران در جهان است. از لحظه پراکندگی اجداد بشر روی زمین تا همین پنج سده پیش که اروپاییان از حدود دریای مدیترانه خارج شدند و به دلیل اقیانوس ها به آفریقا و آسیا و آمریکا راه یافتند، فلات ایران یگانه معبر مطمئن رابطه میان عرصه های تمدنی جهان یعنی جلگه چین، شبه قاره هندوستان، خاورمیانه و حاشیه دریای مدیترانه بود.

وجود اقیانوس های وسیع در جنوب این فلات از یک سو و دریای مازندران و استپ های شمالی ان وانگهی ایران را مبدل به پل- چهار راه جهانی می کرد. «بحر محیط» (اقیانوسی عظیم که تصور می کردند در باب خشکی های زمین را فراگرفته است و دریای خزر و خلیج فارس را وصل به آن می پنداشتند) و «دیار ظلمات» (خارج از فضاهای متمدن زمین که یا خالی از سکونت یا مقر اقوام غیرمتمدن و کوچ ور بود مانند استپ های شمال آسیا)، دو مانع اصلی ای بود که رابطه میان فضاهای متمدن را به عبور از گذرگاه ایرانی محدود می کرد.

ایرانیان به دلیل سابقه طولانی رابطه با عرصه های مختلف تمدنی در جهان صاحب نقشی ویژه بودند. آنان از دیرباز به خصوصیت «پل- چهارراه بودن» سرزمینشان آگاهی داشته و پیوسته در حفظ انحصارش کوشیده اند؛ حفظ این انحصار در عین برقراری رابطه، نیازمند مدیریتی رندانه بود. تنها تحت چنین مدیریتی بود که امکان داشت از دوره اشکانی (۲۰۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ میلادی) تا شروع سده پانزدهم میلادی، یعنی نزدیک به ۱۶۰۰ سال، کاسه چینی به روم برسد و دیبای رومی به چین، با این وجود نه رومیان، چینیان را ملاقات کرده باشند و نه چینیان موفق به دیدار رومیان شده باشند.

برای شما هم جالب است؟ :  پاساژها، پرسه زنی و تجارت فرهنگی

ایرانیان در طرف دیگر جهانگشایی فرامانروایان رومی یا پرسشگری های فرستادگان چینی مقاومت کردند، تا انحصار میدانداری جهانی را از دست ندهند. بجای آن رد پای ایرانیان را در تمام سرزمین های اقتصادی جهان می توان گرفت؛ در چنین شرایطی ست که که چینیان تا قبل از شروع عصر استعمار به غرب خود کراسان (خراسان) می گفتند، یعنی قدم در قلمرو روم نگذاشته بودند. هندی ها نیز در همان لحظه اهالی فرانسه و انگلستان را اهل «ولایت» یعنی خراسان می نامیدند. رومیان نیز به توجه به آن که از تولیدات چینی یا ادویه هندی بهره می بردند، تصور صحیحی پیرامون آن سوی ایران نداشتند.

مارکوپولو در سده سیزدهم میلادی بود که موفق شد از روش ایران به اقصای شرق سفر کند. پرسش های خان مغول از پدر و عموی مارکوپولو در باب طرز زندگی اروپاییان، حاکی از بیگانگی کامل حکمرانان و نخبگان چین با پدیده اروپاست. وانگهی گزارش مارکوپولو پیرامون شرق آن قدر برای حاکم ونیز باورنکردنی بود که وی را متهم به دروغ زنی کردند و به زندان انداختند.

هنوز هم شک داریم که آیا مارکوپولو به راستی چین را دیده یا صرفا به تکرار شنیده هایش از تجار ایرانی بسنده کرده است؛ با اینحال یک سده طول کشید تا اروپاییان حرف های مارکوپولو را باور کنند و سه سده لحظه برد تا بفهمند ختایی که ایشان بدان سفر کرد با چینی که از مسلمانان وصفش را شنیده اند، یکی است.

در چنین شرایطی ست که که سعدی حدود یک سده قبل از این از مارکوپولو در حکایتی مشهور از گلستان، از ملاقاتش با بازرگانی ایرانی در جزیره کیش خبر می دهد که حیطه تجارتش اقصای جهان متمدن را شامل می شد. داد و ستد فرهنگی منحصر به تبادل کالاهای تجاری نبوده، حتی دامنه آن به عرصه دین و هنر و دانش و زبان و… نیز کشیده می شده است.

شواهد این داد و ستد در عرصه های دیگر بسیار است؛ مانویت در ایران ظهور کرد، با این وجود اکنون تنها معبد مانوی زنده جهان در شرق چین قرار دارد. بودیسم در هند ظاهر شد، ولیکن شرق ایران تا چین به وسیله ایرانیان بودایی شد.

حتی با بودایی شدن چینیان، باز هم این ایرانیان بودند که ژاپنی ها را بودایی کردند و نه چینیان. غرب ایران و رومیان به وسیله ایرانیان به آیین مهر گرویدند و معابد مهری تا اقصای غرب، رد پای این تاثیر ایرانیان بوده است. نه تنها وسایل موزه ای، حتی عده ای متون و منظومه های اساطیری مانند کوشنامه از سده ششم پیرامون سرگذشت آن بخشی از جامعه ایرانی است که به شرق رفتند. این ارتباطات با این وجود در طول لحظه شدت و ضعف داشت، ولیکن در بیشتر مواقع مستدام بود؛ مثلا در دوره حکومت پادشاهان اشکانی با سیطره ایلخانان مغول بر بخش وسیعی از جهان، روابط جهانی ایرانیان نیز شدیدتر بود.

برای شما هم جالب است؟ :  فوتبال دستی، هم لژیونر دارد هم جام جهانی!

جهانی بودن ایرانی ها به چه معناست؟

موقعیت ایران در میانه جهان، باعث گستردگی دامنه و شدت تعامل آنان با جهان می شده است که این تعاملات تبعاتی داشته از نمونه: شناخت وسیع ایرانیان از جهان و «به جا آوردن» تنوع آن، تمنای آگاهی مستمر از تفاوت جهان، تمنای سود مندی از دستاوردهای تازه دیگر فرهنگ ها، تمنای معرفی دستاوردهای خود به دیگر فرهنگ ها و… همه این خصوصیت ها را می توان در اصطلاح «جهانی بودن» ایرانیان خلاصه کرد.

جهانی بودن ایرانیان، ضمن مزایایش، اقتضائاتی داشته که اگر رعایت نمی شده، ای بسا موجودیت و استقلال فرهنگی ایرانیان را به اخطار می انداخته است. ایرانیان قبل از آن که قادر باشند نقش موثری در این تعاملات داشته باشند، باید آمادگی این چنین ارتباطاتی را می داشتند. رندی و پرده پرده بودن در دسته تدابیر فرهنگ برای حفظ تعاملات شدید و پردامنه بوده است. رندی یا پرده پوشی یعنی زندگی ایرانیان دو رو دارد؛ «اندرونی» و «بیرونی».

ممکن است همه فرهنگ ها از اندرونی و بیرونی دارا باشند، ولبکن عمق اندرونی و بیرونی در همه آن ها یکسان نیست. شدت و استمرار رابطه با دیگران است که عمق «بیرونی» را تعیین می کند و پایبندی به حریم حفظ موجودیت خود است که عمق «اندرونی» را رقم می زند. در نتیجه هر قدر فرهنگی کهنسال تر باشد، عمق «اندرونی» اهل آن فرهنگ بیشتر می شود و هر قدر سابقه و دامنه تعامل وسیع تری داشته باشد، «بیرونی» اهل آن فرهنگ وسعتی می یابد. موقعیت جغرافیایی ایران بر سر مهمترین راه های تجاری جهان در طول تاریخ و شدت و وسعت دامنه تعامل ایرانیان بوده که به «بیرونی» آنان عمق بخشیده و وانگهی کهنسالی و غنای فرهنگ ایرانی «اندرونی» شان را عمیق کرده است.

عمق اندرونی و بیرونی فاصله ظاهر و باطن است؛ هرچه این عمق کمتر باشد، ظاهر بیشتر به باطن تشبیه می جوید و خبر درست تری از باطن می آورد و هر قدر این عمق بیشتر باشد تشخیص این عمق بیشتر باشد تشخیص آنچه در درون می گذرد، پیچیده تر می شود. از همین رو است که راه به اعماق اندرونی ایرانیان یعنی به «دل» آن ها، به سادگی و بر همگان باز نیست.

ایرانیان در عمق اندرونی شان صندوقخانه ای داشتند که در آن ارزشمندترین گوهرهایشان را نگهداری می کردند و در عین حال در عمق بیرونی با بیگانه ترین بیگانگان نیز در تعامل و داد و ستد بودند. اکتفا به اندرونی یا بیرونی به ضرر ایرانیان بوده است. پذیرایی و تعامل با دیگران، داشتن بیرونی ای عمیق و مجلل را ایجاب می کرده است که رونق آن بر ثروت و ارزش های اندرونی می اضافه و در عین حال به اتکای غنای این صندوقخانه عمیق بوده که آنان اطمینان خاطر و مزیتی برای معرفی در تعامل با دیگران می بافتند. به این اعتبار اندرونی و بیرونی در همه حالی مقوم و مکمل یکدیگر بوده اند.

برای شما هم جالب است؟ :  با آدم‌های بی‌ادب چگونه رفتار کنیم؟

اندرونی و بیرونی نه تنها در محیط زندگی ایرانیان که در سخن گفتن، لباس پوشیدن، آداب پذیرایی و خلاصه همه وجود زندگی ایرانیان حتی تا به امروز بروز و ظهور دارد. به این معنی در چنین موقعیتی رندی یک امر تاریخی است، با این وجود مرتبط به قبلی نیست. تک تک ما حتی درست در همان لحظهای که روشنی را می ستاییم، باز رندیم و این دست خودمان نیست. تعارف از نمونه مظاهر رندی در کلام است؛ تعارف در لغت به معنی «شناخت متقابل» است، چرا که باعث می شود ایرانیان در ضمن رد و بدل کردن اصطلاحات و واژگان، موقعیت و میزان صمیمیت خود با دیگران را بسنجند و بفهمند که در چه عمق و لایه ای از اندرونی یا بیرونی خوب است با یکدیگر ملاقات کنند.

رندی استقبال از تعامل با بیگانگان در بیرونی است، در عین حفاظت از داشته های خود در صندوقخانه. پرده پرده بودن اندرونی و بیرونی اجازه می داده است ما هر کسی را بر طبق این که چقدر آشنا یا غریبه است و در چه مرتبه ای از شأن اجتماعی قرار دارد، در لایه ای از این طیف ملاقات کنیم و به نحوی مناسباتمان را تنظیم کنیم که نزدیکی بسیار ما به دیگران موجودیت خودمان را به اخطار نیندازد و پرهیز از رابطه به عدم النفعمان منجر نشود.

به اتکای همین خصوصیت غنی فرهنگی است که در هیاهوی امروزین مباحثی چون «جهانی سازی» یا «جهانی شدن»، ما با اطمینان خاطر قادر ایم از «جهانی بودن» فرهنگ ایرانی بگوییم. اگر «جهانی شدن» اتفاقی است که به تبع سهولت سفرهای زمینی و هوایی یا گسترش شبکه های رابطه جمعی در یک سده واپسین برای کشورهایی چون چین یا ژاپن یا هندوستان روی داده و اگر «جهانی سازی» برنامه ای است که سعی دارد به بهانه رونق تعاملات، تنوع فرهنگی جهان را نادیده بگیرد و از جهانی بزرگ و متنوع، دهکده ای کوچک بسازد، بجای آن «جهانی بودن» صفتی فرهنگی است که در طول تاریخ باعث شده است ایرانیان ضمن حفظ موجودیت فرهنگی خود، تنوع فرهنگی جهان را نیز به جا آورند و از مزایای آن سود برند و دیگران را نیز برخوردار کنند.

آن هایی که ایرانی ها را نشاخته اند

افرادی که امروز از تعامل با دیگران احساس اخطار می کنند، به رندی ایرانیان اعتماد ندارند؛ افرادی که دم از استقلال و قطع رابطه با سرزمین های دیگر می زنند؛ حواسشان نیست که ایرانیان قادر نیستند به اندرونی اکتفا کنند؛ افرادی که یکسره خواهان توجه به بیرونی اند، بی آن که بدانند قبل از آن نیاز است که اندرونی ای قرص و محکم داشته باشیم نیز حواسشان به داشته ها و ارزش های فرهنگی شان نیست. بالاخره افرادی که رندی ایرانیان را مذمت می کنند، یعنی نه ایرانیان را درست شناخته اند و نه صفت رندی را. در همه این احوال باز هم این گروه ها خود در زندگی و به روش ناخودآگاه رندند و دائما میان اندرونی و بیرونی در رفت و آمدند، چرا که ایرانی اند.

منبع این مقاله


برچسب ها : , ,
دسته بندی : مهارت های زندگی
تبلیغات