کد خبر : 31387
تاریخ انتشار : جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۳
16 views بازدید

«رگ خواب» و عشق هایی که کامروا نشدند

«رگ خواب» و عشق هایی که کامروا نشدند نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید. هفته نامه صدا – گلاویژ نادری: حمید نعمت الله با هر فیلمش انگار می خواهد برگ تازه ای رو کند، به این کاری ندارد که این «برگ تازه» در مسیر فیلمسازی به نفعش […]

«رگ خواب» و عشق هایی که کامروا نشدند نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید.

هفته نامه صدا – گلاویژ نادری: حمید نعمت الله با هر فیلمش انگار می خواهد برگ تازه ای رو کند، به این کاری ندارد که این «برگ تازه» در مسیر فیلمسازی به نفعش می شود یا نه، ایشان تنها به این فکر می کند که فیلمی را که دلش می خواهد، بسازد. نه خیلی به تماشاگر فکر می کند نه فروش فیلم.

 

نعمت الله بیشتر فیلمسازی دلی است نه کارگردانی که بررسی و محاسبه کند، شرایط سینما و جامعه اش را بسنجد و مطابق با خواست و نیاز آن فیلم بسازد. بدین دلیل است که هم «بوتیک» را در کارنامه اش دارد، هم «آرایش غلیظ»، هم «بی پولی» و اکنون «رگ خواب». رابطه خوبی هم با تلویزیون دارد؛ هم سریال می سازد هم فیلم. با اینحال در همه آنها نگاه و زاویه دید نعمت الله به خوبی دیده می شود. با این که فیلمساز سختگیری در کار کردن نیست با اینحال کارگردانی است که در بیشتر مواقع فرضیه و برگ تازه ای برای رو کردن دارد. بدین دلیل است که هر فیلم تازه اش آنقدر غیرمنتظره است که کمتر کسی توقع تولید آن را از حمید نعمت الله دارد.

 

با مرور کارنامه شما می بینیم که فیلم های قبلی تان فضایی مردانه دارند که به آزمایشات خودتان بر می گردند و شدیدا فضایی ملموس و قابل پذیرش دارند. تماشای فیلمی زنانه از حمید نعمت الله با این کارنامه، اتفاق عجیبی بود؛ چگونه به این فیلم رسیدید؟

– راستش اگر فیلم های قبلی ام مردانه تر بود، به این دلیل بوده که موضوعات آنها در آن وقت به من نزدیک بوده و برایم اولویت تولید داشته اند با اینحال از سال ها پیش شدیدا تحت تاثیر آثاری بودم که در آنها یک زن در مسیر تخریب خودش قرار می گرفت؛ فیلم های «سرگذشت آدله»، «شش صحنه از ازدواج» و … که کاراکتر اصلی آنها یک زن بود برایم شدیدا دلنشین بودند؛ میان فیلم های ایرانی نیز «سارا»، «بانو»، «لیلا» و … را خیلی علاقه مندم.

 

با اسم کارگردان اصراری بر این که فیلم مردانه یا زنانه بسازم ندارم. به فراخور موضوعاتی که جذبم می کند، فیلم هایی راجع به مردان یا زنان می سازم. اکنون امکان دارد فیلمنامه اش را خودم بنویسم یا این که فرد دیگری بنویسد و من بسازم. نکته دیگر که اشاره کردم و قدری بیشتر شرحش می دهم همین مسیر تخریب است… اصولا ترسیم مسیر خواه تخریب باشد و خواه افزایش، جذابیتی است که حرفش کمتر زده شده.

 

خیلی از اشکالاتی که به مسئله تحول شخصیت در کارهای سینمایی – خواه در مسیر تخریب خواه در مسیر پیشرفت و افزایش – گرفته می شود، حاصل بی اعتنایی به این مسئله ترسیم مسیر است و حتی دلیل شه تحول شخصیت مخصوصا در مسیر پیشرفت بطور کلی از چشم تماشاگران و حتی فیلمسازان بیفتد. با این وجود این یک مساله فنی و فیلمنامه ای است و پرداختن به موضوعات زنان هم خود یک اولویتی بود که لحظه تولید این فیلم برایم مطرح شد.

قصه عاشقانه فیلم هم با کارهای قبلی شما فاصله محسوسی دارد، به این شکل به پدیده عشق و دلدادگی پرداختن برای بار نخست است که در کارهای شما اتفاق می افتد و «رگ خواب» را از دیگر فیلم های تان متمایز می کند.

– اساسا تا به امروز فیلم های فراوانی نساخته ام با اینحال محیط عاشقانه چندان با آثاری که ساخته ام بی ربط نبوده است. محور اصلی سریال «موقعیت سفید» عشق امیر به شیرین بود و نقطه مشترک تمام فیلم هایم عشق هایی است که کامروا نشده، عشق های «بوتیک»، «رگ خواب» و «موقعیت سفید» به همین شکل بودند با اینحال در همه آنها از کنار گوش احساسات زدگی رد شده ام.

برای شما هم جالب است؟ :  نگاهی کلی به زندگی زنان زیبای هالیوودی (تصویر)

 

 گفتگو با حمید نعمت الله درباره «رگ خواب»

 

ممکن است بدین جهت است که با احتیاط با این مسئله روبرو می شوم. حواسم هست و سعی دارم که فیلم هم بر پایه مطالعه و شناخت و هم تحقیق باشد و سوگیری به سوی علاقه مارکت یا مدها و حتی ژانرهای مرسوم نداشته باشد. برایم مهم است که نمایش احساسات بی ثمر و بیخودی «در ستایش چیزی» نباشد. در ستایش عشق فیلم ساختن خوب است، با اینحال عشقی باشد که واقعا ارزش ستایش داشته باشد.

 

کارهایی که من کرده ام و مخصوصا همین دوتا سینمایی آخر (آرایش غلیظ و رگ خواب) بیشتر در گروه موضوعاتی قرار می گیرند که به جبران خلأهای عاطفی بعد از طلاق و وابستگی های عاطفی می پردازند.

شما در نگارش فیلمنامه هم نقش داشتید یا اینکه آن را بازنویسی کردید؟

– من و خانم بیات علاقه مند بودیم که در یک فیلم سینمایی با هم هم کاری کنیم. این برنامه را با این شرایط کار کردیم که ایشان بنویسند و من کارگردانی کنم. به ایشان گفتم که فیلم «سرگذشت آدله» برای من دلنشین است. راجع به این جریان با هم حرف می زدیم، چیزهایی نوشته می شد، آنها را می خواندم و تغییراتی را اعمال می کردم با اینحال حتی یک سطر از خود فیلمنامه را ننوشتم و نگارش و انجام نظرها به عهده خود خانم بیات بود؛ چند نریشن و واگویه ذهنی این زن را اضافه کردم.

 

غیر از این چیزهایی را به طرز بداهه سر صحنه اضافه کردم. اینها جزو کارهایی است که در بیشتر مواقع انجام می دهم با اینحال تغییری در مسیر فیلمنامه انجام ندادم. توصیه و درخواست هایی داشتم که یک کارگردان دارد. این خواسته ها را از فیلمبردار، آهنگساز، عکاس، طراح پوستر و … هم دارم. با اینحال فیلمنامه درمقایسه با این موارد کمتر دچار تغییر و اصلاح شد. قبل از نوشتن فیلمنامه راجع به آن حرف زدیم. ساختمان اصلی و سیناپس فیلم به همان شکلی نوشته شده بود که پیرامون آن از ابتدا صحبت کردیم. توصیه من در راستای سینمایی تر شدن فیلمنامه بود.

دو واکنش متضاد در برخورد تماشاگران با «رگ خواب» به چشم می خورد؛ عده ای که آن را اغراق آمیز می دانند. اعتقاد دارند زنان در مواجهه با این موضوع به این فلاکت نمی افتند و عده ای که آن را بطور کلی مطابق حقیقت می بینند، بسیاری با آن همذات پنداری می کنند. شما چه نظری در این باره دارید؟

– این نکته با مزه ای است. برخی ها می گویند این آدم نیست؛ برخی ها هم وجود امثال این آدم را تایید می کنند. من خودم بدین شکل زنی را ندیده ام با اینحال این گروه از آدم ها را طی تحقیق و مطالعه شناخته ام، می شود با این زن همذات پنداری کرد. این کاراکتر برای اغلب تماشاگران آشناست، غریبه نیست، می توان ایشان را درک کرد.

 

 گفتگو با حمید نعمت الله درباره «رگ خواب»
حتی آن گروه از مخاطبینی که می گویند امثال مینا وجود ندارند. گمان می کنم افرادی که وجود امثال مینا را تایید نمی کنند و آن را اغراق آمیز می دانند با وضعیتی که مینا در آن قرار می گیرد سخت جدی دارند.

برای شما هم جالب است؟ :  واکنش تند آزاده نامداری به عکسهای درز کرده اش

این واکنش های متضاد را در برخی از کارهایی که نوشته و ساخته ام، دیده ام… در «بی پولی» آدمی که بی پولی اش را پنهان می کرد، افرادی را عصبانی کرده بود و خودم در سالن شنیدم که یکی بیان میکرد: «این که دروغه.» در باب «آرایش غلیظ» شدیدتر بود. عده ای به کل فیلم می گفتند: مزخرف… و همان ها به زن فیلم می گفتند: ابله و خاک بر سر… تعجب می کردم که عده ای از آنها زن بودند که به ایشان ابله و خاک بر سر می گفتند.

 

تماشاچی های دیگر مثلا در جلسات مطبوعاتی و نمایش های دانشگاهی خطاب به آنها می گفتند: خانم این آدم ها وجود دارند، ما آنها را دیده ایم. و آنها جواب می دادند پس واقعا خاک بر سرشان. تعجب می کردم که چرا از به تعبیر خودشان «خاک بر سر بودن» یک آدم اینقدر عصبانی می شدند.

 

اینها که جای دلسوزی دارند؟! اینها که می بایست از آنها خدمات رسانی شود؛ چه به وسیله مردم چه به وسیله ابزار ها و چه به وسیله بخش فرهنگ و سینما… با این وجود دسته دیگری هم بودند؛ آنهایی که بیشتر رعایت می کردند با این وجود وضع این آدم به مذاق شان خوش نمی آمد و ترجیح می دادند به خودشان بگویند. اینها و امثال مینا و لادن (در آرایش غلیظ) اصلا وجود ندارند. ممکن است یک مکانیزم دفاعی به اسم انکار است که دلیل می شود از درد مشاهده موقعیت رقت بار این مردم دور شوند.

این میزان وابستگی مینا چندان پذیرفتنی به نظر نمی رسد. بخصوص اینکه مرد لطف مخصوصی هم به ایشان نمی کند و قابلیت ها مخصوصی در اختیارش نمی گذارد.

– در عشق و دلدادگی دلیل می باشد با اینحال مسئله بطور کلی درونی است و دلیل ها و اسباب این موضوع خیلی قابل مرئی شدن نیستند… که ما نشان دهیم ایشان به این دلیل و به این دلیل و به این دلیل عاشق شد تا تماشاچی بطور کلی قانع شود و بگوید: ممنون خیلی متقاعد شدم… ما قادر ایم خود عاشق شدن را با نکات و نشانه هایش نشان دهیم و تماشاچی بگوید: بله! به علاوه از طرف دیگر آدمی می باشد. و بعد برویم سراغ آن مسئله که خدمت تان عرض کردم.

 

 گفتگو با حمید نعمت الله درباره «رگ خواب»

 

یعنی نمایش مسیر تخریب و بازگشت… یعنی این فیلمی که طرحش اینگونه است: زنی تنها بعد از طلاق عاشق می شود و بعد در مسیر تخریب و بازگشت قرار می گیرد. در آن شکل که باید دلیل چیدمان می کردیم برنامه این می شد: زنی به این دلایل (کودکی، ژنتیک، تقدیر، تشخیص شخصی و …) عاشق می شود و بعد می افتد در مسیر تخریب و بازگشت.

 

بسیار محشر به نظر ما وقتی تماشاچی وجود این آدم ها را تایید می کند آوردن دلیل خارج از دیزاین دراماتیک ماست. تنها انگار با چیدن این دلایل داریم می گوییم: خواهش می کنم ایشان را باور کنید همزمان با اینکه تماشاچی آشنا با این آدم ها وجودشان را تصدیق می کند و بعد اکنون ما به مسیر می پردازیم. پیرامون لطف زیاد ندیدن و عاشق شدن هم باید عرض کنم: دل عاشق به پیغامی بسازد. این جور شخصیت ها معمولا به کمترین داده عاطفی هم راضی اند.

برای شما هم جالب است؟ :  باور ندارم که مکررا دیده شوم

اینطور گفته میشود که سکانس هایی را در لحظه فیلمبرداری جلوی دوربین بردید با اینحال بالاخره این سکانس ها حذف شد یا تغییراتی در آنها اعمال گردید؛ از نمونه این که شخصیت پدر در فیلم حضور داشت با اینحال در ورژن نهایی ما ایشان را نمی بینیم. چه سکانس هایی مشمول این تفاوت شدند؟

– در فیلمنامه پدر حضور داشت. با اینحال تغییراتی در این بخش بوجود آمد. حتی در سکانسی کاراکتر مرد جریان همزمان با اینکه شرایط خوبی ندارد، بر می گردد با اینحال مینا دیگر ایشان را نمی پذیرد. در لحظه فیلمبرداری هم این سکانس ها را با انگیزه نگرفتم چون می دانستم که از آنها استفاده نخواهم کرد. همین ها را هم با مشورت خانم بیات حذف و کوتاه کردم. با این وجود این تفاوت و حذف ها از جهت دیگر روی گفتار متن ها اثر می گذاشت و خانم بیات تاثیر این حذف و کوتاه شدن را باید در بازنویسی نریشن ها لحاظ می کرد.

خودتان قادر اید فیلم را بدون لیلا حاتمی فرض کنید؟ فکر می کنید اگر هر بازیگر دیگری به جای ایشان بود، می توانستید به این نتیجه برسید؟

– به دلیل آنکه از اولین باری که پیرامون برنامه حرف زدیم به لیلا حاتمی فکر کردیم، حتی اگر می خواستم به بازیگر دیگری هم فکر کنم، جواب نمی داد. اگر بازیگر دیگری در این نقش بازی می کرد خیلی اتفاقات را باید تغییر می دادم و مسئله خیلی پیچیده می شد که روی فیلم موثر بود. با حضور بازیگران خیلی موارد را در فیلم تغییر می دهم.

 

 گفتگو با حمید نعمت الله درباره «رگ خواب»

 

مثلا از کورش تهامی پرسیدم غیر از بازیگری چه کارهای دیگری بلدی؟ ایشان گفت تنبک می زنم و آواز می خوانم، شمشیربازی و سوارکاری هم بلدم. برای همین از تنبک زدن ایشان استفاده کردم. اگر نقاشی بلد بود، حتما می گفتم در یکی از سکانس ها از چهره مینا نقاشی بکشد.

در دو فیلم واپسین، شما از موسیقی با کلام استفاده کردید که در عین جذابیت به نظر می رسد کمی روی فیلم سنگینی می کند و حواشی و جنجال هایی در جستجوی دارد؛ از نمونه این که آلبوم موسیقی فیلم چند ماه زودتر از اکران، پخش شد. فکر نمی کنید این قطعات موسیقی به روش مستقل از فیلم در آمدند و به نحوی از آن جدا شدند؟

– من با پخش آلبوم در آن وقت موافق نبودم؛ به سهراب هم گفتم که این کار را نکنید، آنها گفتند اگر تو نخواهی ما این کار را نمی کنیم با اینحال بگذار با پخش این آلبوم ما هم سود کنیم. محیط تبلیغاتی و سروصدایی که بر اثر این کار بوجود آمد به نفع فیلم و تبلیغی برای آن بود با اینحال اگر این جنجال هایی که می فرمایید را کنار بگذاریم، خواهید دید که موسیقی بطور کلی با فیلم چفت و بست دارد و در خدمت جریان است.

 

من مراقب هستم که موسیقی از فیلم بیرون نزند. موسیقی همان چیزی است که می خواستم به آن برسم. حتی آهنگساز خیلی مایل نبود که ترانه ای روی متن فیلم باشد با اینحال من می خواستم که این قطعه را داشته باشیم. اگر روزی فکر کنم که موسیقی شورش را در می آورد حتما فکری به حال آن خواهم کرد.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات