کد خبر : 42120
تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۷
17 views بازدید

فیلم های موفق با محوریت بیماری‌ها و اختلالات روانی

فیلم های موفق با محوریت بیماری‌ها و اختلالات روانی نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید. همشهری شش و هفت: بیماری‌ها و اختلالات شخصیتی و روانی یا آن گروه از بیماری‌هایی كه ذهن و روان مردم را مورد حمله خود قرار می‌دهند در بیشتر مواقع عرصه بسیار خوبی […]

فیلم های موفق با محوریت بیماری‌ها و اختلالات روانی نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید.

همشهری شش و هفت: بیماری‌ها و اختلالات شخصیتی و روانی یا آن گروه از بیماری‌هایی كه ذهن و روان مردم را مورد حمله خود قرار می‌دهند در بیشتر مواقع عرصه بسیار خوبی برای جریان پردازی در تاریخ سینما بوده‌اند و فیلم‌های ساخته شده در این مسئله علاقه مندان فراوانی در تمامی دنیا داشته‌اند. دلیل اش بسیار ساده است، انسان‌هایی كه دچار این بیماری‌ها می‌شوند دیگر شبیه به انسان‌هایی عادی نیستند، قادر اند بسیار ترحم برانگیز یا بسیار خطرناك باشند، قادر اند ترس را در جان شما بیندازند یا رفتارهای‌شان شما را به خنده وادارد. آنها عادی نیستند و همین خصوصیت می‌تواند بستر مناسبی برای جریان پردازی در عرصه سینما باشد.

 

در فهرست همه ژانرهای سینمایی كم و بیش اسامی فیلم‌هایی قابل مشاهده است كه شخصیت‌های اصلی‌شان دچار اینگونه بیماری‌ها و اختلالات هستند كه در نتیجه نگاه هر ژانر سینمایی به چنین بیماری‌هایی برای روایت جریان خود بسیار دارای اختلاف است. یك بیمار روانی در یك ژانر وحشت می‌تواند كشت و كشتار خونین به راه بیندازد، در عرصه جنایی می‌تواند پلیس و قربانی‌ها را درگیر بازی موش و گربه هولناكی كند، در ژانر ورزشی می‌تواند با تلاش، قهرمان ملی شود، در عرصه درام می‌تواند زندگی یك خانواده را با مساله‌های بنیادی روبه‌رو كند و در عرصه كمدی و طنز هم یك بیمار توانایی دارد كارهایی انجام دهد محیر العقول و بامزه كه جهان اطراف اش در فیلم را به حیرت وا دارد و مخاطب بیرونی را به خنده. با این وجود گاهی برای ایجاد شخصیت‌های دلنشین نشانه‌ها و رفتارهایی از چند بیماری یا اختلال در یك شخصیت جای گرفته می‌شوند یا رفتارهایی از یك شخصیت سر می‌زند كه چندان با واقعیات علمی آن بیماری یا اختلال همخوانی ندارد، با این وجود بسیار محشر!

 

سینماست دیگر قرار نیست همه‌‌چیزش حقیقی باشد.در یك دوره ۳۵ ساله یعنی از اواسط دهه ۶۰میلادی تا شروع قرن بیست و یكم فیلم‌های دلنشین و ماندگار در این عرصه به وفور یافت می‌شد و كارگردانان مشهور فراوانی با محوریت بیماری‌ها و اختلالات روانی فیلم ساختند، با اینحال از شروع قرن بیست و یكم کارهای ماندگار در این عرصه به‌مراتب كمتر از قبلی شده و جریان فیلم‌ها با این محوریت سطحی‌تر و اصطلاحا دم دستی‌تر شده است. در هفته جاری سر وقت معرفی چند فیلم موفق در این عرصه رفته‌ایم كه در سال‌های واپسین ساخته شده‌اند و واكنش‌های مثبت فراوانی بهمراه داشته‌اند.

باید پیرامون كوین حرف بزنیم

 

 We Need to Talk About Kevin

 

رمان «باید پیرامون كوین حرف بزنیم» نوشته لیونل شریور كه در سال ۲۰۰۳منتشر شد جنجالی‌ترین و پرفروش‌ترین اثر این نویسنده و روزنامه نگار زن آمریكایی است. رمانی تكان‌دهنده و هولناك كه درست چهار سال بعد از قتل عام فجیع دانش‌آموزان مدرسه كلمباین به وسیله دو دانش‌آموز نوجوان، به نگارش سود. رمان شریور نیز ماجرای قتل عامی مدرسه‌ای به وسیله یك دانش‌آموز را روایت می‌كند با این اختلاف كه این دفعه راوی جریان مادر قاتل است. در سال ۲۰۱۱لین رمزی براساس این رمان فیلمی تولید به همین اسم كه یكی از کارهای بخش مسابقه جشنواره فیلم كن بود و مورد استقبال فراوانی هم قرار گرفت. این فیلم جریان مادری است به اسم ایوا(تیلدا سوئینتون) كه بدون علاقه به بچه از همسرش فرانكلین(جان.سی.رایلی) حامله می‌شود و بچه‌ای به دنیا می‌آورد كه نامش را كوین می‌گذارند. ایوا هیچ علاقه‌ای به كوین ندارد و ایشان را دلیل اصلی توقف خودش در زندگی می‌داند.

 

 

 

كوین كه واضح می‌شود پسر باهوشی است در همان دوران كودكی آسیب‌های روانی فراوانی از بی‌مهری مادرش می‌بیند و به هر میزان بزرگ‌تر می‌شود سعی می‌كند از روش شیوه‌های گوناگون این بی‌مهری را جبران كند. شیوه‌هایی كه بالاخره فاجعه‌ای را رقم می‌زند كه مادر كوین، ایوا، را به این نتیجه می‌رساند كه چه ظلم بزرگی در حق فرزندش روا داشته‌است؛ نتیجه‌ای كه با این وجود خیلی دیر به‌دست می‌آید.

 

بسیاری از روان شناسان و جامعه شناسان اعتقاد دارند تأثیری كه مهر مادری در دوران بارداری و دوران كودكی بر سلامت روانی بچه‌ها در سنین بالاتر می‌گذارد یك حقیقت انكار ناپذیر است و حتی گاهی می‌تواند سرنوشت مردم را تعیین كند. تأثیراتی كه گاه در سمت بد آن می‌تواند منجر به ایجاد فجایعی تلخ و گزنده شود. شریور در رمان «باید پیرامون كوین حرف بزنیم» با دست گذاشتن روی این بخش از زندگی یك پسر نوجوان بررسی‌های با مزه ای از این مسئله معرفی می‌كند؛ بررسی‌هایی كه در فیلم رمزی به خوبی در شکل تصویر به مخاطب معرفی می‌شود. بازی‌ها درخشان است. در بازی بازیگرانی كه سنین مختلف شخصیت كوین را بازی كرده‌اند هارمونی و یكدستی خوبی می باشد كه رفتارها و كنش‌های این شخصیت در طول جریان را بسیار باورپذیر می‌كند.

برای شما هم جالب است؟ :  فیلم سینمایی «مفت‌آباد»، موفق یا ناموفق؟

 

از نكات مهم دیگر فیلم این است كه تولید کننده هیچ‌گاه بر مسند قاضی نمی‌نشیند و تنها با روایت بخش‌هایی از زندگی ایوا و رابطه‌اش با كوین، ذهن مخاطب را باز هم با این سؤال سرگرم تولید میکند كه آیا كسانی كه از جهت روانی مبدل به آدم‌های خطرناك و هیولا صفتی می‌شوند، این مسئله در ژن و ذات آنها می باشد و از بدو تولد اینگونه‌اند و یا تنها با قرار گرفتن در شرایط روانی پرفشار مبدل به این هیولاهای ترسناك می‌شوند.

 

برو بیرون

 

Get out

 

معمولا شنیده‌ایم با شیوه هیپنوتیزم می‌توان بر ذهن بسیاری از بیماران روانی تأثیر مثبت گذاشت و حال آنها را بهتر كرد. حتی در عده ای موارد هیپنوتیزم می‌تواند راهی برای درمان یك بیماری یا اختلال روانی باشد، با اینحال تصور اینكه با هیپنوتیزم می‌توان یك نفر را دچار اختلال روانی كرد كمی ترسناك و غافلگیركننده است. جوردن پیل بازیگر مشهور تلویزیون در اولین تجربه كارگردانی‌اش این فرضیه باورنکردنی و غریب را دستمایه تولید فیلمی قرار داده كه بسیاری از منتقدین آن را یكی از خوش تولید‌ترین کارهای ترسناك چند سال واپسین و یقینا بهترین فیلم ژانر وحشت سال ۲۰۱۷می‌دانند.

 

در حسرت یك جو روان سالم 

 

«برو بیرون» جریان جوانی آمریكایی-آفریقایی به اسم كریس است كه در آستانه شروع زندگی مشترك با دختری سفید پوست به اسم رز قرار دارد. یك روز رز تصمیم می‌گیرد نامزد خود را برای بار نخست به دیدن پدر و مادرش كه در حومه شهر زندگی می‌كنند ببرد. كریس كه اینطور گفته میشود که تجربه‌های فراوانی در باب برخورد نژاد پرستانه خانواده‌های سفیدپوست با خودش داشته مکررا از رز می‌پرسد كه مطمئن است خانواده ایشان قادر اند برخورد راحتی با این مسئله داشته باشند كه رز هر بار جواب مثبت به كریس می‌دهد و سعی می‌كند خیال ایشان را در این عرصه راحت كند.

 

كریس بالاخره به رز و حرف هایش اعتماد می‌كند و آنها به خانه خانواده رز می‌روند. در بدو ورود همه‌‌چیز برای كریس طبیعی است و پدر و مادر رز كه یكی جراح است و دیگری روانشناس به گرمی از ایشان استقبال می‌كنند، با اینحال كم كم اتفاقات عجیبی می‌افتد. رفتار كارگران سیاه پوست خانه بسیار باورنکردنی می‌شود و از جهت دیگر مادر رز كه از همان ابتدا اصرار عجیبی دارد عادت سیگار كشیدن را با یك هیپنوتیزم باورنکردنی و غریب حل كند، بالاخره كریس را هیپنوتیزم می‌كند و از آن لحظه به بعد برای كریس دیگر شبیه به قبلی خودش نیست. ریتم فیلم پیل آرام با این وجود پر استرس است. ایشان برای نشان دادن وحشت تا جایی كه توانسته از خونریزی و خشونت جلوگیری كرده و این یكی از خصوصیت‌های اصلی فیلم اوست. پیل سعی كرده در «برو بیرون» تصویری تازه از نژادپرستی را این باربا اتكا به مسئله تسلط بر ذهن و روان قربانی به تصویر بكشد و انصافا هم موفق بوده است. دنیل كالویا، آلیسون ویلیامز، بردلی ویتفورد، كالب لندری جونز و استفن روت از بازیگران اصلی اولین تجربه فیلمسازی پیل هستند.

 

شكاف

 

Split

 

اختلال «چند شخصیتی» یكی از باورنکردنی‌ترین گونه‌های بیماری‌های روانی است كه تا سال‌ها كسی وجود آن را باور نمی‌كرد. در این بیماری یك فرد حاوی دو یا چند هویت و شخصیت دارای اختلاف از هم است كه هر كدام از آن شخصیت‌ها شناسنامه رفتاری ویژه و مجزای خود را دارند، ادبیات گفتاری دارای اختلاف دارند، لباس دارای اختلاف می‌پوشند و حتی غذای دارای اختلاف می‌خورند. در این اختلال معمولا شخصیت اصلی فرد بسیار افسرده و منزوی است و شخصیت‌های دیگر برای حضور بیشتر در جسم شخصیت اصلی با هم مبارزه می‌كنند.بدین جهت ممكن است در طول یك روز فرد بیمار چندبار با شخصیت‌های دارای اختلاف در طرف دیگر اطرافیان اش قرار گیرد. جالب‌ترین نكته‌اش هم این است كه معمولا هر شخصیت خیلی به خاطر نمی‌آورد شخصیت قبلی چه كاری انجام داده است.

 

در حسرت یك جو روان سالم 

 

به‌نظرتان این بیماری كمی ترسناك است؟ بله! واقعا هم هست. در تاریخ سینما چندین بار با محوریت این اختلال روانی فیلم‌های خوبی ساخته شده است. اخیرا ودر سال ۲۰۱۶هم‌ام.نایت.شیامالان كارگردان هندی تبار و مشهور آمریكایی كه سال‌ها از دوران اوج فیلمسازی‌اش در انتهای دهه ۹۰ و ابتدای هزاره سوم فاصله گرفته بود با این مسئله فیلمی تماشایی و نفسگیر به اسم «شكاف» ساخته است. كوین وندل كرامپ(با بازی ستایش آمیز جیمز مك آوی) جوانی است با بیش از ۲۴شخصیت كه هر كدام خصوصیات اخلاقی و رفتاری متفاوتی دارند. یكی از شخصیت‌های ایشان به اسم«دنیس» كه اتفاقا بسیار خشن و بی‌رحم است سه دختر جوان را گروگان می‌گیرد. آنها نمی‌دانند دنیس برنامه ریزی شده است چه بلایی سرشان بیاورد.یكی از دخترها به اسم «كیسی» كه بیماری كوین را فهمیده تلاش می‌كند با شخصیت‌های دیگر كوین كه گهگاهی سر و كله‌شان پیدا می‌شود رابطه برقرار كند و از روش آنها مقدمات فرار خودشان را ممکن كند.

برای شما هم جالب است؟ :  فاصله باریک فرم و محتوا در سینما را بهتر بشناسیم

 

شخصیت اصلی كوین كه به بیماری‌اش واقف است برای آنكه زندگی‌اش را حفظ كند جلسات متعددی با دكتر روانشناسی به اسم فلچر(بتی باكلی) دارد. بعد از ربودن سه دختر جوان دنیس تلاش می‌كنند به جای كوین در جلسات روان درمانی‌اش شركت كنند تا كوین چیزی از ماجرای ربودن دخترها نگوید، با اینحال دكتر روانشناس كم كم متوجه مسئله می‌شود و سعی می‌كند با آرامی به كوین كمك كند. ولی باید گفت نكته‌ای كه هیچ‌كس نمی‌داند این است كه دنیس در حال ممکن كردن مقدمات حضور یك شخصیت تازه در كوین است، شخصیتی كه دیگر شخصیت‌های كوین همه از آن می‌ترسند و نامش «هیولا» است.

 

هنوز هم آلیس

 

 Still Alice

 

همه ما به‌طورمستقیم یا غیرمستقیم با بیماری آلزایمر آشنایی داریم؛ بیماری هنوز غیرقابل درمانی كه دلیل اختلال در فعالیت‌های مغزی می‌شود و جدی ترین اثر جانبی آن از دست رفتن حافظه مبتلایان است. با این وجود این بیماری در سنین بالاو معمولا بعد از ۶۵سالگی شایع است، با اینحال گاهی جوان‌ترها هم به آن دچار می‌شوند. افرادی كه ممكن است در اوج دوران موفقیت زندگی خود باشند یا تازه رنگ و بوی آرامش را دیده‌اند كه ناگهان همه‌‌چیز به هم می‌ریزد. در بسیاری از مواقع بیماران جوانتری كه مبتلا به این بیماری می‌شوند به‌دلیل فشارهای روحی سختی كه به آنها وارد می‌شود از لحاظ سلامت روانی نزول می‌كنند و مبدل به انسان‌هایی پرخاشگر یا منزوی می‌شوند و این شروع تراژدی زندگی آن‌هاست.

 

در حسرت یك جو روان سالم 

 

با این وجود مسئله زمانی بدتر هم می‌شود كه بیمار كانون گرم خانواده هم داشته باشد و تركش‌های این بیماری كم كم به خانواده‌اش نیز بخورد. این شرایط دقیقا همان چیزی كه شخصیت آلیس هاولند با بازی درخشان جولین مور در فیلم «هنوز هم آلیس» با آن مواجه می‌شود. آلیس استاد دانشگاه و یك انسان بسیار موفق است كه هر روز در كاری كه انجام می‌دهد بیشتر پیشرفت می‌كند. همه‌‌چیز جز چند مشكل كوچك و جزئی خانوادگی به‌گونه‌ای است كه حس رضایت كامل را به آلیس می‌دهد، با اینحال ناگهان در آستانه ۵۰سالگی متوجه می‌شود به نوع حادی از بیماری آلزایمر دچار شده است. اتفاقی كه آلیس به این راحتی‌ها نمی‌تواند با آن كنار بیاید و همه‌‌چیز ایشان از كار و خانواده‌اش تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.

 ریچارد گلاتزر و واش وسترمورلند این فیلم را مشتركا در سال ۲۰۱۵ساختند و جولین مور برای بازی بی‌نقص خود در این فیلم حدودا تمام جوایز بازیگری مشهور جهان از اسكار و گلدن گلوب تا بفتا و حلقه منتقدین را به‌دست آورد. گلاتزر و وسترمورلند فیلمنامه این فیلم را براساس رمانی به همین اسم نوشته لیزا جنوا به نگارش درآوردند. ممکن است كلیت فیلم در ظاهر خیلی دارای اختلاف با کارهای شبیه به‌اش نباشد، با اینحال زمانی كه بحث بازی جولین مور پیش می‌آید فیلم یك اثر ویژه و استثنایی می‌شود. مور در این فیلم بی‌نقص است. ایشان غیر از بازی درخشانی كه در لحظه اوج این بیماری در آلیس از خود معرفی داده، به‌خوبی توانسته مسیری را كه این شخصیت به نوعی استاد دانشگاه، مادر و همسری موفق در آن به سوی تباهی می‌رود بسیار خوب به تصویر بكشد. بازی‌های درخشان آلك بالدوین و كریستین استیوارت نیز یكی از دلایل تأثیرگذارتر شدن بازی مور در این فیلم است.

 

هفت روانی

 

Seven Psychopaths

 

«هفت روانی» در ژانر جنایی ساخته شده و ممکن است تا قبل از اینكه آن را مشاهده نمائید، با استناد به اسمش به‌نظر فیلمی پر از خشونت و درگیری بیاید. با این وجود حدس‌تان خیلی هم اشتباه نیست با اینحال نكته اینجاست كه این خشونت‌ها در بستری پر از هجو و كمدی برای مخاطب روایت می‌شوند. مارتین مك دونا در دومین تجربه سینمایی خود بعد از فیلم ستایش آمیز «در بروژ» باز هم سر وقت یك كمدی سیاه رفته با این وجود با یك اختلاف مهم. «هفت روانی» برخلاف فیلم اول مك دونا پر از شخصیت‌های اصلی و فرعی دلنشین و به علاوه از طرف دیگر شلوغی و هرج و مرج است. مسئله از اینجا شروع می‌شود كه نویسنده‌ای به اسم مارتی(كالین فارل) تصمیم گرفته فیلمنامه‌ای بنویسد به اسم «هفت روانی» با اینحال ایشان با یك مشكل بزرگ مواجه است. مارتی دقیقا نمی‌داند این هفت شخصیت روان پریشی كه برنامه ریزی شده است جریان فیلمنامه ایشان را جلو ببرند باید حاوی چه خصوصیت‌هایی باشند. اینجاست كه دوست بازیگر ایشان بیلی(سام راكول) وارد مسئله می‌شود و به ایشان بیان می کند، می‌تواند در این عرصه كمك حالش باشد.

برای شما هم جالب است؟ :  10 فیلم تاریخی برتر سینما که حقیقت را تحریف کرده اند

 

در حسرت یك جو روان سالم 

 

بیلی یك آگهی در روزنامه می‌دهد كه به‌دنبال چند شخصیت روانی می‌گردد. از این حیث پای یك سری قاتل و جانی خل و چل و دیوانه به زندگی این دو نفر باز می‌شود. در آن طرف مسئله بیلی بهمراه دوست قدیمی‌اش هانس به شغل دیگری هم سرگرم‌اند. آنها سگ‌های مردم پولدار را می‌دزدند و بعد از آنكه برای پیدا كردن‌شان جایزه‌های كلان تعیین می‌شود آنها را برمی‌گردانند و پول جایزه را به جیب می‌زنند، با اینحال یك‌بار از بد حادثه سگ یكی از خطرناكترین گنگسترهای شهر به اسم چارلی كاستلو(وودی هارلسون) را می‌دزدند و چارلی هم كه از این موضوع عصبانی است تصمیم می‌گیرد به جای تعیین جایزه، دزدها را گیر بیاورد و دمار از روزگارشان درآورد. تصمیمی كه زندگی مارتی فیلمنامه نویس بدبخت فیلم را هم تحت الشعاع خود قرار می‌دهد.

 

شخصیت‌های فیلم مك دونا حدودا از هر بیماری خطرناك روانی یك نمونه آن را تمام و كمال دارند. حتی برخی از آنها تواما دو یا سه تا بیماری دارند. نگارش چنین فیلمنامه‌ای با حجم فراوانی از جزئیات رفتاری بیماران روانی آن هم به شكل كمدی كار بسیار سختی است كه با این وجود مك دونا در این عرصه جز در قسمت پایانی فیلم، بسیار درست و كامل رفتار كرده است. جالب اینجاست كه عموم شخصیت‌های فیلم كه با هم درگیر می‌شوند بیماری روانی خود را از اتفاقات تلخ خانوادگی و عاطفی كه در قبلی برای آنها اتفاق افتاده به ارث برده‌اند. بامزه‌ترین بخش فیلم تقابل بیماری‌های روانی مختلف شخصیت‌ها و عوارض جانبی آنها با یكدیگر است. در یك كلام اگر فیلمی مانند «قصه عامه پسند» تارانتینو را دیده‌اید و خوش‌تان آمده از دیدن «هفت روانی» هم خوش‌تان خواهد آمد.

 

زندانیان

 

Prisoners

 

دنیس ویلنوو با تولید «زندانیان» یكی از بهترین فیلم‌های جنایی را با محوریت یك بیمار روانی ساخته‌است؛ فیلمی كه به خوبی استرس و ترس را به جان مخاطبانش می‌اندازد و دیزاین دقیق شخصیت‌ها امكان هرگونه پیش‌بینی اتفاقات را از مخاطب می‌گیرد. جریان از جایی شروع می‌شود كه خانواده دوور برای مهمانی نزد خانواده برچ می‌روند. هر دو خانواده یك دختر كوچك دارند كه در طول مهمانی، دخترها برای بازی با هم به بیرون از خانه می‌روند. بعد از چند ساعت خانواده‌ها متوجه غیبت غیرمعمول دخترها می‌شوند، با اینحال وقتی برای پیدا كردن آنها به بیرون از خانه می‌روند متوجه می‌شوند دخترها گم شده‌اند. آنها فورا با پلیس رابطه می‌گیرند و كارگاه لوكی(جیك جینلهال) كه تخصص‌اش اینگونه پرونده‌هاست، مسئول رسیدگی به این مسئله می‌شود. در این بین پدر خانواده دوور(هیو جكمن) فكر می‌كند راننده جوان یك ون می‌داند دخترها كجا هستند و مسئله را به پلیس بیان می کند.

 

در حسرت یك جو روان سالم 

 

پلیس مرد جوان را دستگیر می‌كند با اینحال وقتی در بازجویی‌ها می‌فهمند ایشان از لحاظ روانی عقب مانده است، رهایش می‌كنند. ولی باید گفت كلر دوور بازهم اعتقاد دارد كه عامل اصلی ربوده شدن دخترهایش همان مرد جوان است و تصمیم می‌گیرد خودش از ایشان اقرار بگیرد. استرس و تعلیق فیلم بسیار حساب شده است. با اینكه فیلم لحظات خشن چندانی ندارد با اینحال بسیار نفس گیر و مهیج است. مخاطب تا تازه ترین دقایق فیلم نمی‌تواند حدس بزند راننده جوان واقعا یك جوان عقب مانده بی‌گناه است یا یك آدم ربای روانی ؟! وجود این شخصیت عجیب، مقاوم و دهان بسته كه دوور به هر نحوی می‌خواهد از ایشان اقرار بگیرد خود فارغ از همه چیز فیلم را پركشش كرده‌است. حتی روند جریان به‌گونه‌ای پیش می‌رود كه گاهی مخاطب در موقعیتی اخلاقی قرار می‌گیرد و از خودش می‌پرسد؛ آیا برخورد كلر دوور به نوعی پدری كه دخترش ربوده شده با مرد جوان عقب مانده‌ای كه از لحاظ ایشان متهم اصلی است درست است یا نه.

 

انتهای بندی فیلم هم غافلگیركننده و با این وجود یكی از اصلی‌ترین نقاط قوت فیلم است. حدودا می‌شود گفت همه بازی‌ها درست و درخشان هستند، با اینحال سه بازیگر اصلی فیلم یعنی هیو جكمن، جیك جینلهال و پال دانو یك سر و گردن بالاتر از دیگر بازیگران هنرنمایی كرده‌اند. تحویل نگرفتن این فیلم در فصل جوایز به‌خصوص در اسكار یكی از آن اتفاقات باورنکردنی سال ۲۰۱۵بود.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات