کد خبر : 21169
تاریخ انتشار : جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۴
13 views بازدید

مجله هایی که به طنز سیاسی جان دادند

درمورد ادبیات در خبرها آمده مجله هایی که به طنز سیاسی جان دادند . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را بیشتر بخوانید. هفته نامه کرگدن – علی نیلی: از باباشمل تا گل آقا؛ در باره سه مجله مهمی که طنز سیاسی ایران را تثبیت کردند و در میدان منازعات سیاستمداران جای قرص و محکمی برای خود به دست آوردند. شاه، […]

درمورد ادبیات در خبرها آمده مجله هایی که به طنز سیاسی جان دادند . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را بیشتر بخوانید.

هفته نامه کرگدن – علی نیلی: از باباشمل تا گل آقا؛ در باره سه مجله مهمی که طنز سیاسی ایران را تثبیت کردند و در میدان منازعات سیاستمداران جای قرص و محکمی برای خود به دست آوردند.

شاه، شاه بود و دربار، دربار با اینحال مناسبات دیگر مانند پنجاه سال قبل نبود که وقتی وزیران اطرافیان نمی توانستند به حاکم بگویند چرخ مملکت نمی چرخد، خواجگان حرم سرا و تلخک ها میدان داری کنند و با شوخی و طنز و هزل و فکاه، به شاه بگویند چرخ های حکومتش می لنگد. مناسبات جهانی عوض شده بود و ایدئولوژی ها داشتند در گستره جهان با هم مبارزه می کردند و ایرانیان هم خوب طعم بی طرفی در این دومین جنگ جهانی را چشیده بودند.

شاه، شاه بود و دربار، دربار با اینحال به جای تلخک ها و دلقک ها، مطبوعات وظیفه نقد حاکم را برعهده گرفته بودند، آن هم بعد از یک دوره طولانی فشار و استبداد و اختناق. اکنون شاه پسر بر تخت نشسته بود که تا دیکتاتور شدن راه درازی در پیش داشت. ایشان بی تجربه تر از آن بود که کسی را بگمارد یا بردارد و دولت ها با اداره و گوشه چشم معمرینی چون فروغی و مصدق و قوام و سید ضیاء و… می آمدند و می رفتند. گوشه چشمی که در مطبوعات متعدد تجلی پیدا می کرد و نشان می داد ستاره اقبال کدام دولتمردی درخشیدن گرفته یا افول کرده است.

 

 

معلومات و رعد و آهنگر و ستاره، شفق امروز و مرد امروز و ده ها نشریه دیگر، هر روز کسی را پایین می کشیدند و دیگری را بالا می فرستادند تا به خیال خود کار دولت در کشور جنگ زده و قحطی زده بسامان شود.

یک دوران باباشمل

در میانه این نزاع سنگین بین نشریاتی که هر یک نماینده فرضیه ای برای اداره کشور بودند، در روزهایی که نگرانی از کمبود نان و قحطی در پایتخت به اوج رسیده بود، در روزهایی که مردم از غم و غصه و اضطراب آتی در عذاب بودند، مجله ای کوچک و جمع و جور روی دکه ها قرار گرفت که نه پشتیبان در ابتدا وزیر علی سهیلی بود و نه خبر از کودتای سپهبد امیراحمدی داشت، نه به درباری ها فحش می داد و نه از قوام یا مصدق خدمات رسانی می کرد و نه به هواداری از هواداران سلیمان میرزای اسکندری می پرداخت با اینحال همه شان را طنازانه نواخته بود.

اولین شماره روزنامه «باباشمل» پنج شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۲۲، پخش شد. باباشمل هیچ نوشته جدی نداشت و با فکاهه و طنز و هجوش پنبه حدودا همه سیاستمداران نامدار روزگار را می زد. باباشمل همان حرف ها را که به روشنی گفتنش جرئت می طلبید، به زبانی دیگر نوشته بود و همین باعث شد شماره اولش به سرعت نایاب و تجدید چاپ شود.

سرمقاله در ابتدا، «درددل باباشمل» اسم داشت. به جای برهان قاطع، ستونی داشت با اسم «برهان قاطر». شعرهای مشهور را تضمین کرده و در ستون «آوازهای کوچه باغی» آورده بود. «نیش و نوش»، «می گویند»، «کلمات طوال»، «شوخی با نمایندگان»، «به چه نحو باورم شد که نویسنده و شاعر هستم»، «چهار رفتار اصلی»، «از ما می پرسند» و ممکن است از همه دلنشین تر، کاریکاتور هم داشت.

برای شما هم جالب است؟ :  «تصویر یادگاری با فرعون»؛ سفرنامه ای دارای اختلاف از مصر

 

 سه مجله ای که به طنز سیاسی جان دادند

باباشمل را رضا گنجه ای پخش می کرد که از اهالی تبریز و پدرش از آزادی خواهان مشروطه بود. گنجه ای بزرگ از نمایندگان دور در ابتدا مجلس شورای ملی و صاحب روزنامه وطن بود و روزنامه نگاری را برای فرزند به ارث گذاشت. گنجه ای تا دوازدهم مهر ۱۳۲۴، برای ۱۲۳ هفته مردم را خنداند و سپس عازم اروپا شد.

 

در این دوره هم ارادت خود را به صاحب «چرند و پرند» نشان داد و هم جمعی از جوانان را به کار گرفت که بعدتر نامدار شدند از نمونه رهی معیری که با اسم های مستعار «زاغچه» و «شیطونک» می نوشت و ابراهیم صهبا که اسم های مستعار «شیخ سرنا» و «ابرام سرپا» را برای خود انتخاب کرده بود. احمد گلچین معانی هم اشعار فکاهی باباشمل را می سرود.

گنجه ای مجله اش را بست و رفت. بازگشت و مجله را بازگشود؛ ایشان ۲۹ مرداد ۲۶، شماره ۱۲۴ باباشمل را پخش کرد با اینحال این دفعه از آن فروش های دلنشین و استقبال کم مانند خبری نبود. سردی مردم باعث شد در این دوره تازه باباشمل تنها در ۲۶ شماره پخش شود. اسفند آن سال گنجه ای نوشت «کینه دشمنان و رنجش دوستان» همه اندوخته اش از چندین سال روزنامه نگاری است و دیگر تحمل این شرایط را ندارد. باباشمل را تعطیل کرد تا اولین نشریه طنز ایران مدرن، سرنوشتی تراژیک داشته باشد.

گنجه ای با این وجود پربیراه هم نمی گفت؛ باید انتخاب می کرد که روزنامه نگار طناز منتقد باقی بماند یا برو دنبال اسم و نان. دومی را انتخاب کرد و تا معاونت وزارت صنایع هم بالا آمد. از خودش اسم چندانی نماند با اینحال راهی را برای مطبوعات باز کرد که تا دهه ها، تنها مفر برای نوشتن از نگفتنی ها بود.

دو؛ دوران توفیق

دو دهه بعد و در اوج اقتدار محمدرضا پهلوی، خواهرزاده های حسین توفیق پا جای پای رضا گنجه ای گذاشتند. این دفعه فرصت هیئت تحریریه هفته نامه توفیق بود که همه ارکان حکومت را تند و تیز نقد کنند با اینحال به زبان طنز و شوخی. به میزان شبیه به که ابزار دیوانی کشور گسترش یافته بود، طنازهای توفیق مجال بیشتری برای نقد داشتند. شهرداری و اتوبوسرانی، وزارت دارایی و اداره مالیات، کمپانی دخانیات و همه ادارات دولتی و نمایندگان مجلس از نیش های توفیقی ها در امان نبودند.

ذیل اسم مجله نوشته بود «ارگان رسمی حزب خران» تا کسی گیر ندهد که توفیق در دست به کدام جناح حکومت است و چرا کسی مانع فعالیتش نمی شود؟ مانع فعالیتش هم می شدند و هر از چندگاهی، مدیران نشریه دعوت می شدند به نشستی در یکی از هتل یا کافه رستوران های تهران تا توامان تطمیع و تهدید شوند.

توفیق سابقه مثبتی در اذهان مردم داشت؛ در دوره ملی شدن نفت، مجله ای جدی بود با مطالبی که تم فکاهه داشتند. این فکاهه ها مخالفان مصدق را هدف قرار می داد. اجامر روز کودتا، دفتر این نشریه را هم غارت کردند و محمدعلی توفیق، دستگیر و تبعید شد. تازه ترین روز سال ۳۶، توفیق های دیگر یعنی حسن، حسین و عباس، انتشار مجله دایی بزرگ خود را از سر دریافت کردند.

برای شما هم جالب است؟ :  چرا به «سعدی» نیاز داریم؟

 

 سه مجله ای که به طنز سیاسی جان دادند

شماره اول توفیق به چاپ سوم رسید و مدیران خود را مصمم کرد که کار را ادامه دهند. کاکاتوفیق، گشنیز خانم، ممولی، اجل معلق، ابن جنی، خروس اخته، زرشک و… از نویسندگان توفیق بودند که در ابتدا وزیر و وزیران و نمایندگان مجلس و شهردار و بانکدار را به سخره می دریافت کردند.

توفیق رابطه عجیبی با امیرعباس هویدا، در ابتدا وزیر رکورددار ایران معاصر داشت. هویدا علایق روشنفکری داشت و جهان وطن بود. این خصوصیت ها باعث می شد که مانع آزادی مطبوعات نشود و به آنان برای نقد میدان دهد. با اینحال از آن سو، در ابتدا وزیر بی اقتداری بود و توپ و تشری از جانب مافوق، یا کسی که پشمی در ارکان قدرت به کلاه داشت، هویدا را به عقب نشینی وا می داشت.

از این جهت تا وقتی امیرعباس هویدا مسئله کاریکاتورهای توفیق بود، برای مجله مشکلی پیش نمی آمد با اینحال آن جا که هویدا با اسم در ابتدا وزیر می شد نماد حکومت مستقر و همه آنچه در چنته دارد، سیل تلفن ها به در ابتدا وزیری و وزارت فرهنگ و بعد دفتر مجله به راه می افتاد تا نویسندگان و کاریکاتوریست ها حساب کار دستشان بیاید و فکر نکنند هرکس مجاز به هر کاری است. عاقبت هم همین کاریکاتورها و شوخی های بی محابا با در ابتدا وزیر، کار دست توفیق داد و در هفته جاری نامه در تیر سال ۱۳۵۰ با گوشه چشم سازمان امنیت، توقیف شد.

با استناد به روایت دیگری، شاه از کاریکاتورها و شوخی های متعدد با کارگزاران دولتش عصبانی شده و عاقبت دستور تعطیلی نشریه را صادر کرده است. معنای توقیف توفیق این بود که نظام پهلوی دیگر تحمل انتقادهای مطایبه آمیز یک هفته نامه را هم نداشت. عاقبت کار چنین نظامی روشن بود.

سه؛ دوران گل آقا

دو دهه بعد، یکی از بازماندگان توفیق بود که به راه نقد طنازانه حکومت رفت؛ کیومرث صابری فومنی از ستون «دو کلمه حرف حساب» روزنامه معلومات شروع کرد و با پایمردی، ستونش را به هفته نامه «گل آقا» گسترش داد. این مجله طنز پخش می شد نه چون راه نقد و انتقاد از حکومت بسته بود، پخش می شد چون طنز به جان مخاطب و به جان حتی سوژه اش می نشست و از تلخی نقد کم می کرد.

گل آقا در روزگاری پخش شد که دو جناح سیاسی، مرحله جنینی را پشت سر قرار داده و عملا رو در روی هم قرار گرفته بودند. در این شرایط انتقاد به هر یک از سازمان های دولتی، بسته به قرابت وزیرش با هر جناحی، یک حرکت اساس سیاسی و به معنای جهت گیری جناحی تعبیر می شد.

 

 سه مجله ای که به طنز سیاسی جان دادند

گل آقای ملت ایران- تعبیری که مرحوم صابری از آن مشعوف می شد- کار کرد که این فرهنگ چیره نزد سیاستمداران کمرنگ شود. ایشان نشان داد می شود به غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران، بابت گران کردن عوارض تولید و ساز، خیابان های پرچاله چوله و زباله های انباشته تاخت با اینحال لزوما راست گرا نبود و در عین حال می شود از محمدخان، وزیر اقتصاد برخاسته از حزب موتلفه ایراد گرفت و سخنانش را هجو کرد با اینحال چپ گرا نبود.

برای شما هم جالب است؟ :  رمان «وقتِ سکوت»؛ حرکت در زمانه استبداد و خفقان

ایشان نشان داد می شود هم از مصطفی معین بابت موقعیت آموزش دانشگاه ها انتقاد کرد و هم از جایگزینش هاشمی گلپایگانی. هم می شود به غرضی تاخت و هم می شود زنگنه را نقد کرد. هم محمد هاشمی قابل نقد است و هم علی لاریجانی.

گل آقا با این وجود میراثی از توفیق داشت و آن علاقه اش به در ابتدا وزیر بود. گرچه با استناد به اصلاحات قانون بنیادی، در ابتدا وزیر کارکرد خود را به معاون اول مدیرکل جمهور داده بود. در همه سال های انتشار گل آقا، حسن حبیبی سوژه اصلی کاریکاتورها و شوخی های کلامی و تصویری گل آقایی ها بود. ایشان هم نماد دولت شمرده می شد و هم ظرفیت شوخی را داشت و حتی یکدفعه هم از گل آقا گله نکرد بابت این حجم از شوخی با خود.

چنین بود که بعد از تغییر دولت هاشمی رفسنجانی و سر کار آمدن دولت اصلاحات، گل آقا در نوشته ای نیمه جدی نیمه شوخی از مدیرکل جمهور منتخب خواست که معاون اول را در پست خود ابقا کند تا کار کارتونیست های مجله از سکه نیفتد!

گل آقا یکدفعه رسما موضع سیاسی خود را نشان داد و آن در هفته منتهی به انتخابات دوم خرداد ۷۶ بود. یک نوشته طنز هم بحث تخلف در انتخابات را به یک صحبت رایج بین شهروندان بدل کرد، هم بالاخره خط و ربط گل آقا را آشکار تولید که در همه هشت سال قبلش، یکی به چپ و یکی به راست زده بود و هم باعث بروز خبر تایید نشده توقیفش شد. با این وجود آن شماره پنجشنبه قبل از انتخابات یکی از نایاب ترین ها و گران ترین ورژن های این مجله است.

به هر حال موضع گیری های گل آقا، گرایش سیاسی مدیر مجله را نشان می داد و این به این معنی بود که در دوره تازه، دست به عصا خواهدبود. با اینحال مرحوم فومنی و یارانش هوشمندانه به دام خدمات رسانی بی چون و چرا از دولت اصلاحات نیفتادند. اتفاقا در این دوره، نقد جریان های سیاسی هم به نقد دولت اضافه شد و تنوع شوخی های مجله را افزون کرد.

به نظر می رسید گل آقا با رونق تر از در بیشتر مواقع پیش برود با اینحال بیماری گل آقا را از پای درآورد. موسسه اش را چند سالی گل نسا سرپا نگه داشت با اینحال در دوره مهرورزی، عرصه بر ایشان هم ضیق شد و گل آقا برای در بیشتر مواقع به تاریخ مطبوعات پیوست با اینحال طنازی امروز مردم ایران را و رونق باورنکردنی مینی مال هایی که سنگین ترین معانی را نمایندگی می کنند، مدیون اوییم.

ایران پی پر امیدوار است خبر مجله هایی که به طنز سیاسی جان دادند مورد استقبال شما قرار بگیرد. میتوانید با ابزارهای پایین دوستان علاقه مند به ادبیات را مطلع نمائید.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات