کد خبر : 22581
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۳
14 views بازدید

معماری در شعر حافظ

درمورد ادبیات در خبرها آمده معماری در شعر حافظ . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را بیشتر بخوانید. ماهنامه معلومات حکمت و معرفت – امیررضا پوررضایی: آیا شخص حافظ، معماری، با این وجود به معنای معماری خوب، را می شناخته است؟ چه ارزشی برای معماری خوب قائل بوده است؟ با چه مشخصه هایی از آن یاد کرده است؟ آیا از […]

درمورد ادبیات در خبرها آمده معماری در شعر حافظ . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را بیشتر بخوانید.

ماهنامه معلومات حکمت و معرفت – امیررضا پوررضایی: آیا شخص حافظ، معماری، با این وجود به معنای معماری خوب، را می شناخته است؟ چه ارزشی برای معماری خوب قائل بوده است؟ با چه مشخصه هایی از آن یاد کرده است؟ آیا از معماری و مفاهیم آن برای بیان منظور خود سود برده است؟ و سوالات دیگری از این دست می تواند پیرامون معماری برای ما مطرح باشد.

دوران انقلاب مشروطه عصری بود که ما با جهان پیشرفته رابطه یافتیم و در این رابطه با علوم و هنرهایی آشنا شدیم که قبل از آن در قبلی نزدیک ما سابقه روشنی از آن در دست نیست. در اینجا این پرسش مطرح است که آیا ما با این رشته ها به طرز کامل بیگانه بوده ایم؟

دو جواب غیردقیق، یکی این است که بله، ما با این رشته ها بطور کلی بیگانه و ناآشنا بودیم و جواب غیردقیق دوم این است که خیر، این علوم اصلا از جانب ما به جهان پیشرفته رفته است. از نمونه روشنگری های مهمی که بررسی های ادبی با اسم معدود اسناد باقی مانده ما از آن دوران می تواند داشته باشد،

روشن نمودن مکان این مفاهیم در فکر و زندگی انسان ایرانی آن ایام و روزهای پیشتر از آن است. به بیان دیگر در این نوشته از یک سو در جستجوی یافتن مکان معماری در شعر و اندیشه حافظ هستیم و وانگهی اینکه از این طریق دریابیم انسان ایرانی عصر حافظ که مخاطب ایشان بوده است، از معماری چه شناختی داشته است؟

 

ما می دانیم که حافظ تنها با تکیه بر وجه شاعرانه اش، یک هنرمند برجسته بوده است. با این وجود آیا صرف اینکه کسی هنرمند باشد، یا حتی هنرمند برجسته ای باشد، دلیل این خواهد بود که هنرهای دیگر و در اینجا معماری، را نیز بشناسد؟

چند مسئله دیگر نیز در عرصه معماری در اشعار حافظ ارزش دارد که خوب است به آن اشاره شود.

یکی اینکه ما همه تاریخ قبلی مان را تنها قادر ایم در ادبیاتمان پیدا کنیم، چرا که قادریم بگوییم حدودا منبع مکتوب غیرادبی از قبلی در دست نداریم و هرچه از قبلی ها ضروری است که از منابع مکتوب استخراج شود، باید سر وقت منابع ابی و یا حتی دقیق تر اینکه سر وقت شعر رفت.

ایران که در تمام طول تاریخ خود، سرزمینِ بین دریای مازندران و خلیج فارس را در دست داشته و محل عبور شرق و غرب عالم بوده اس، دستخوش یورش های دارای اختلاف شده و در این یورش ها، بسیاری از کارهای معماری و منابع ما از بین رفته است. ادبیات و شعر به دلیل عدم دسترسی دشمنان به آن در حافظه ملت ما و پخش بودن در فکر و زندگی انسان ایرانی، تا حدی از این تاراج مصون مانده است. به بیان دیگر از هرچه در قبلی کشورمان بخواهیم بیشتر بدانیم باید آن را در ادبیات جست و جو کنیم، که معماری نیز شامل آن است.

موضوع دیگری که حاوی ارزش است اینکه، اگر پیدا شد که حافظ با اسم یک شاعر، معماری را می شناخته، از آن لذت می برده، و از آن با اهمیت تر برای بیان مقصود خود همان شکلی که که از اصطلاحات و قابلیت ها موسیقی برای بیان مقصود استفاده کرده، از معماری نیز برای بیان مقصود استفاده می کرده، آیا شاعران هم عصر ما نیز می توانند با شناخت بیشتر از معماری کارهای بهتری ایجاد کنند؟

آنچه از این نیز می تواند اثرگذارتر باشد اینکه، آیا ممکن نیست معماران ما با شناخت بیشتر، بهتر و عمیق تر از شعر و ادبیات و به ویژه در اینجا از شعر حافظ، قادر باشند کارهای بهتری ایجاد کنند؟ تصور می کنم معمار یارانی ای که بتواند از گنجینه حکمت و لذتی که در شعر و ادبیات فارسی، و در اینجا اندیشه حافظ، هست برخوردار شود، این سود مندی و دمخور بودن با یک منبع اصیل هنری می تواند مسیر پویایی هنری و توان خلاقیت ایشان را در اندازه های  چشمگیری بهتر کند.

از کارهای حافظ می توان دریافت که معماران و کارهای معماری بر ایشان موثر بوده اند و بدون اینکه سندی در دست داشته باشیم ممکن است بتوان با اطمینان گفت که حافظ نیز بر معماران همعصر خود و تا امروز بر روی معمارانی که آثارش را با درک و دقت می خوانند تاثیر داشته است.

بین حافظ و معماران یک معنی مشترک بسیار پراهمیت می باشد که دلیل می شود پژوهش در این عرصه ارزش بیشتری بیابد. بی تردید قادریم بگوییم که معماری زبان است و تمام اتفاقات در یک کار معماری در حال بیان هستند. حافظ نیز هنرمندی است با ابزار زبان.

برای شما هم جالب است؟ :  تاریخ عشق را حتما بخوانید

با این مقدمه چند بیت از حافظ را که اصطلاحات و اشارت روشنی از معماری دارد، می آوریم و به آنها از زاویه معماری می پردازیم تا نگاه ایشان به معماری و سود برداری ایشان از مفاهیم معمای برای بیان مقصود، روشن تر شود.

طرب سرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابرو یار منش مهندس شود

در این بیت با واژه «طرب سرای» برخورد می کنیم که یکی از واژه های ترکیبی حافظانه است و منظور و مراد مخصوصی با این ترکیب سازی مورد نظر بوده است.

«محبت» با اسم یک معنی انتزاعی و با توصیف پذیری پیچیده، برای توصیف شدن و از حالت ذهنی به حالت قابل انتقال رسیدن، به خانه ای تشبیه شده که در آن «طرب» و عیش و شادی باقی ست.

وانگهی شرط این که خانه ای معمور و ساخته شده به ترتیبی باشد که بتوان آن را «طرب سرای» خواند، این است که مبنای تولید آن، که در هندسه اش تجلی می یابد، عشق باشد.

 

 معماری در شعر حافظ

این بیت غیر از اینکه با بهره برداری از اصطلاحات و مفاهیم معماری نشان می دهد که «محبت» در چه شرایطی به شکل فرضیه آل خود خواهد رسید و اثربخشی خود را خواهدداشت، وانگهی نشان از درک عمیق شاعر از معماری دارد.

این بیت نشان می دهد که شاعر معماری خوب رامی شناخته و شرط به ظهور رسیدن معماری خوب را عشق مطرح نموده است.

با این نگاه، بیت دوم را می توان غیر از مشخصات ظاهری شخص، مشخصات فکری و معمارانه ایشان در معماری تولید یک رابطه محبت آمیز دانست و منظور شاعر را این طور دریافت که «احساس خوش بودن در محیط محبت آمیز، آن زمانی دست می دهد که، یار من آن عشق و محبت را به من داشته باشد.»

از جانب حافظ در این بیت نمایش داده است که هر ساخته شده ای را ساختمان نمی دانسته و اشاره  روشنی دارد که یک ساختمان به صِرف ساخته شدن حاوی معماری خوب و به تبع آن حس خوب نیست و برای اینکه حاوی معماری خوب باشد و به انسان که در آن زندگی می کند و یا آن را می بیند حس خوب بدهد، ضروری است مهندس و مهندسی آن خصوصیت هایی داشته باشد.

شاعر ارزش شکل کلی را مهم ندانسته و آنچه از لحاظ ایشان مهم بوده، توجه به نکات و ظرائف است که ارزش معماری نیز دقیقا در همین ظرائفی است که حافظ نمایش داده با آن در عرصه معماری نیز بطور کلی آشناست.

به بیان دیگر اگر «طرب سرای محبت» را برابر با ساختمانی که هنرمندانه دیزاین و ساخته شده است در نظر بگیریم، حافظ شرط ساخته شدن چنین بنایی را دیدن، شناختن و مبنا قرار دادن زیبایی قرار داده است.

سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق
چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست

این بیت نیز در بین اشعار حافظ حاوی نشانه های روشنی از درک و شناخت عمیق ایشان از معماری است.

در مصرع اول سه عنصر همراه با هم و با نگاهی که نشان از هم ارزی دارد آمده است. سه عنصر حاوی «سرای مدرسه»، «بحث علم» و «طاق و رواق».

«طاق» به معنای سقف محدب، یا آسمانه است و «رواق» محیط سرپوشیده نیمه باز راهرو مانند و ممتدی است که برای ایجاد رابطه بین فضاها کاربری دارد و بیشتر در اطراف حیاط ها، در یک، دو، سه، چهار جبهه، یا اطراف یک محیط ساخته شده برونگرا تولید می گردد. در عده ای از ساختمان ها مانند مسجد جامع یزد، مدرسه سپهسالار مدرسه معیرالممالک تهران، محیط ورودی به وسیله یکی از دهانه های رواق با حیاط رابطه دارد.

مکان بلند «بحث علم» در جهان بینی حافظ روشن است [ارجاع به مقالات مرتبط] و به این وسیله می توان ارزش دو عنصر دیگر که با آن هم ارز گرفته شده را دریافت. دو عنصر معماری، یعنی «سرای مدرسه» و «طاق و رواق»، که با این وجود نگاه به این دو عنصر نیز در اینجا تنها از دیدگاه معماری نیست و حس فضایی و حال و هوایی که در این مکان ها می باشد مد نظر شاعر است. و تابلویی که ایشان برای بیان مقصود خود در خصوص حس این فضاها انتخاب کرده، عنصر معماری است.

به بیان دیگر حافظ خوب ترین ظرفی که درک و دریافت های خود را از این فضا در آن بریزد و به مخاطب خود انتقال دهد، ظرف عنصر های معماری فضا یافته است که اصلی ترین، ملموس ترین و شامل ترین عنصر این فضا از لحاظ ایشان بوده است. این امر نشان از آن دارد که حافظ، معماری خوب را می شناخته و می دانسته فضایی که معماری خوب داشته باشد، همان معماری می تواند با اسم شامل ترین ظرف از بین تمام عنصر های موجود، حس فضا را منتقل کرده و خصوصیت های آن را برای مخاطب روشن کند.

برای شما هم جالب است؟ :  مسعود کيميايي از «شناختنامه کيميايي» و فعاليت ادبی‌اش مي‌گويد

این نکته برای معماران نیز ضروری است بیدار باش مهمی باشد که در لحظه دیزاین هر فضایی، از خانه و دبستان و بیمارستان گرفته تا خیابان و بوستان و برج، در حال دیزاین فضایی هستیم که در بسیاری از موارد، اصلی ترین ظرف حس فضایی انسان ها خواهدشد و این به نظر از آن نکاتی است که معماران می توانند از زبان و بیان حافظ به صورتی چند باره به خود یادآوری کنند.

در مصرع دوم نیز با شرایطی همسان، شرط سود مندی و درک «بحث علم» را «دل دانا» و شرط سود مندی و درک «سرای مدرسه» و «طاق و رواق» را «چشم بینا» ذکر می کند.

به عبارت دیگر در این مصرع نیز حافظ به روشنی نشان می دهد که هنر معماری را می شناخته، از آن لذت می برده و می دانسته که نه تنها دیزاین و معماری یک بنا نیازمند شرایط و استعداد مخصوصی است، حتی دیدن و درک و لذت بردن از معماری نیز نیازمند «چشم بینا» است. با این وجود ناگفته پیداست که در اینجا منظور از بینایی، صرف بینایی نیست، حتی داشتن دید و نگاه توام با استعداد و علاقه است.

خاک وجود ما را از آب دیده گِل کن
ویران سرای دل را گاه عمارت آمد

در این بیت نیز حافظ از یک سو برای بیان مقصود از عنصر های معماری سود برده و وانگهی با زیبایی حافظانه شرح داده است، وقتی که وقت «عمارت» و ساختن «ویران سرای» برسد، این امر با ساختن «گِل» از «خاک» با این وجود با «آب دیده» انجام می شود.

حافظ به خوبی همراه با سود بردن از عنصر های معماری برای بیان مقصودی که داشته، در این بیت نیز نمایش داده که می دانسته معماری یک ساختمان یا همان «عمارت»، گرچه با گِل و خاک اجرا می شود، با اینحال برای آن که نتیجه دلنشین باشد، عشق و شور و شیدایی ضروری است که آن را در اینجا به «آب دیده» تشبیه کرده است.

رواق و طاق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مهرو نهاده ایم

 

 معماری در شعر حافظ

در این بیت نیز دو عنصر معماری «رواق و طاق مدرسه» با «قال و قیل علم»، هم ارز گرفته شده اند و سری آنها با اسم ارزش های بالای زندگی در راه «جام و ساقی مهرو» فدا شده اند. پیرامون این بیت نیز تمام آنچه پیرامون بیت پیشین گفتیم دیده می شود.

فتنه می بارد از این سقف مقرنس برخیز
تا به میخانه پناه از همه آفات بریم

در این بیت عنصر معماری «سقف مقرنس» را حافظ انتخاب تا نشان از فضایی داشته باشد که امتیازات و قابلیت ها بسیاری دارد.

«مقرنس»، «آهو پا» یا «پای آهو»، یکی از عنصار تزیینی معماری اسلامی و ایرانی است که گون ای پیش کردگی یا تاقچه بندی آذینی در زیرگنبدها یا نیم گنبدهای روی ایوان ها و درگاه ها، با آجر یا گچ و کاشی است که در آن هر رده از تاقچه بندی آذینی در زیرگنبدها یا نیم گنبدهای روی ایوان ها و درگاه ها، با آجر یا گچ و کاشی است که در آن هر رده از تاقچه ها از رده زیرین خود پیش می نشیند تا درگاه به هم آید.

در طاقچه ها برجستگی ها و تورفتگی هایی بهمراه نگاره های گوناگون درآورده می شود. به بیان دیگر نوعی تزیین، با فرورفتگی ها و برجستگی هایی از روی نظم و قاعده که در برخی موارد به شکل استالاکتیت آویزان است و در حقیقت این نوع تزیین معماری نوعی تزیین حجم پردازی شده است. سقفی که حاوی مقرنس است و تزیین شده می باشد در اینجا نماد و نشانه معماری است که در ساختمان می توان دید.

فضایی که چندان مطلوب و پرامتیاز است که در شرایطی که آفات بسیاری می باشد و فتنه می بارد نیز هنوز ترک نشده و جاذبه های آن چنان زیاد است که ضروری است در شرایط این چنین نامطلوب و خطرناک برای ترک آن اخطار داد و مطرح اخطار جدی کرد.

در این بیت حافظ تنها اشاره و توصیفی که از این فضا داشته «سقف مقرنس» است و این عنصر معماری و درک دریافتی که از آن می باشد را کافی دانسته تا امتیازات فضا و چرایی ترک نشدن آن در شرایطی که «فتنه می بارد» و «همه آفات» می باشد روشن شود.

در این رباط دو در چون ضرورتست رحیل
رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست

در این بیت نیز حافظ برای بیان مقصود خود از عنصر های و اصطلاحات معماری سود گرفته و به نظرش این اصطلاحات و عنصر های می توانند منظور ایشان را به بهترین شکل به مخاطبش برسانند. جهان که کاروانسرایی که دو در دارد تشبیه شده است که این دو در بودن کنایه از سرعت خروج و کم بودن لحظه توقف است. کاروانسرایی که همه از آن به سرعتی بیش از آنچه فکر می کنند خارج می شوند و هیچکس در آن بلند مدت نمی ماند.

برای شما هم جالب است؟ :  رمان «وقتِ سکوت»؛ حرکت در زمانه استبداد و خفقان

حال همراه با این عنصر معماری، یعنی «رباط» یا همان کاروانسرا، که جایی است برای توقف های کوتاه و معمولا یک شَبِه، از عنصر های معماری «طاق» و «رواق» استفاده کرده که در بناهای فاخر می باشد و پیداست که با صرف وقت و هزینه بسیار ساخته می شوند و برای اقامت های بلندمدت توجیه دارد.

حافظ در این بیت نیز نمایش داده معماری خوب و عنصر های آن را بطور کلی می شناخته و بین معماری خوب و فاخر با معماری که در حد رفع نیاز در یک کاروانسرایی که اقامت ها نیز در آن بسیار کوتاه باشد و ساختمانش به این منظور دیزاین شده باشد که مسافران در آن لختی بیاسایند، اختلاف قاتل بوده و این معماری ها را از یکدیگر جدا می دانسته است. برای جلوگیری از تکرار گفته ها، در پایین چند بیت دیگر با اسم نمونه از ابیاتی که در آنها حافظ از عنصر های معماری سود گرفته را می آوریم و پیرامون اصطلاحات معماری که در ابیات وجود داشته باشد، شرح خواهیم داد.

به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط
مار که مصطبه ایوان و پای خم طنبی است

تازه ترین اصطلاح معماری که در این بیت استفاده شده «طنبی» است. معنی آن چادر است- در معماری اتاق بزرگی است که در وسط ساختمان قرار دارد و اطراف آن دیگر فضاها قرار می گیرند. به اتاق دراز نیز می گویند. اصطلاح دیگر «مصطبه» است به معنی سکو، تخت، محل اجتماع مردمان که شرح داده شد.

«ایوان» نیز به نشستگاهی بلندتر از اطراف خود گفته می شود که معمولا در قسمت بیرونی بناها تولید می گردد. ایوان در معماری ایرانی از لحظه اشکانیان مورد بهره برداری قرار گرفته و تا اینجای کار به شیوه های گوناگون تولید می گردد. ایوان ها معمولا از یک طاق تشکیل می شوند و از سه طرف بسته هستند و به طرف میانسرا باز می شوند. ایوان ها به روش فضاهای ورودی و خروجی ساخته می شوند و همزمان با اینکه برای جریان یافتن هوا باز هستند، از تابش آفتاب جلوگیری می کنند و با اسم یکی از اجزای تشکیل دهنده ارزش محشری دارد و به بنا، برجستگی و شکوه می بخشد.

 

ایوان کانونی است برای تزیینات مختلف بنا، مانند ایجاد مقرنس ها با شیوه آجرکاری، گچبری و کاشیکاری. ایوان از اصلی ترین فضاهای معماری ایرانی است و بیشتر در خانه های سنتی به چشم می خورد و به لحاظ فرم و مکان و ابعاد متنوع است و عملکردهای فراوانی دارد. به نمونه بدون سقف آن گاه بهارخواب و در عده ای شهرها مهتابی می گویند.

 

 معماری در شعر حافظ

«طاق» اصطلاح معماری دیگری است که پیرامون آن صحبت شد و «خانقاه» مکان بودن مشایخ و درویشان و معرب «خانگاه» است. این واژه مرکب از «خانه» و «گاه» است. مانند: «منزلگاه» و «مجلس گاه». خانه ای که درویشان و مشایخ در آن بسر برده و عبادت می کنند. صومعه، عبادتگاه. «رباط» نیز که قبل از این گفته شد، جایی که همراه با جاده جهت استفاده کاروانیان تولید می گردد، کاروان سرا.

ز در درآ و شبستان ما را منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن

شبستان قسمتی است از مسجدهای بزرگ که حاوی سقف است. شبستان ها فضاهای سرپوشیده و حاوی ستون های یک شکل و موازی اند که از یک طرف به صحن مسجد راه دارند. به علاوه از طرف دیگر شبستان مکانی بود در خانه پادشاهان قدیم که خلوت خانه و حرم سرا و خوابگاه آنان به شمار می آمد. در دوره قاجار در ایران شبستان را اندرون، اندرونی و زنانه می گفتند.

ستاره شب هجران نمی فشاند نور
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن

در این بیت با اصطلاح معماری «بام» برخورد می کنیم که به معنی تمام پوشش بیرون سقف خانه یا پشت بام می باشد. و «قیصر» که به معنی کاخ، کوشک و آنچه استوار و بلند باشد از خانه ها.

منابع

•    دیوان حافظ با تصحیح استاد بهاالدین خرمشاهی
•    فرهنگ دهخدا
•    فرهنگ معین
•    سبک شناسی معماری و معماری اسلامی ایران- محمدکریم پیرنیا
•    بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران- وحید قبادیان- انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۸۹

ایران پی پر امیدوار است خبر معماری در شعر حافظ مورد استقبال شما قرار بگیرد. میتوانید با ابزارهای پایین دوستان علاقه مند به ادبیات را مطلع نمائید.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات