کد خبر : 17099
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۸
10 views بازدید

نشانه های اینکه همسرتان اختلالات روانی دارد

موضوعات روانشناسی در بیشتر مواقع مورد استقبال خواندگان عزیز ایران پی پر بوده است. مقاله ای داریم با اسم نشانه های اینکه همسرتان اختلالات روانی دارد که امیدواریم مورد قبول خوانندگان واقع شود. «من از تو برترم» افرادیکه دچار اختلالات روانی هستند معمولاً به طرفشان القا می‌کنند که از آنها برتر و بالاتر هستند و طرفشان برای آنها کافی نیست. (مثلاً، به آنها می‌گویند: «تو […]

موضوعات روانشناسی در بیشتر مواقع مورد استقبال خواندگان عزیز ایران پی پر بوده است. مقاله ای داریم با اسم نشانه های اینکه همسرتان اختلالات روانی دارد که امیدواریم مورد قبول خوانندگان واقع شود.

«من از تو برترم»

افرادیکه دچار اختلالات روانی هستند معمولاً به طرفشان القا می‌کنند که از آنها برتر و بالاتر هستند و طرفشان برای آنها کافی نیست. (مثلاً، به آنها می‌گویند: «تو احمقی»، «تو خیلی احساسی هستی»، «چاقی»، «پارانوئیدی» «دیوونه‌ای»). در چنین روابطی طرف مقابل آنها معمولاً احساس حقارت، بی ارزش‌ بودن و کم بودن می‌کند.

«تو خسته‌ام می‌کنی. ازت متنفرم. عاشقتم. نه ازت متنفرم.»

بعد از گذشتن دوره کوتاه هیجان ابتدایی، آنها رغبت، هیجان و احترام خود را درمقایسه با طرف مقابل از دست داده و رفتاری خسته کننده پیدا می‌کنند. خیلی از آنها مکررا رابطه را قطع کرده و از نو شروع می‌کنند. بی‌احترامی‌ها خیلی زود کارکرد خود را به سوء‌استفاده و آزار می‌دهد و طرفشان به یک قربانی در رابطه مبدل می‌شود. خیلی از پارتنرهای آنها با افسردگی، اضطراب شدید، اعتیاد به موادمخدر یا الکل و بیماری‌های روانی مختلف باقی می‌مانند. خیلی‌ها هم حتی دست به خودکشی می‌زنند.

«من مسئول اتفاق‌های بدی که می‌افتد یا کارهای بدی که کرده‌ام نیستم. این یک قانون است.»

انداختن تقصیرها به گردن دیگران در این مردم بطور کلیً عادی است. وقتی نمی‌توانند با دروغ و فریب روی یک خطا و سخت سرپوش بگذارند، آن را بعنوان یک اشتباه، جوک، سوء‌تفاهم یا حساسیت زیاد طرف‌مقابل قلمداد می‌کنند تا از خود رفع‌تکلیف کنند.

تکمیل‌سازی

پارتنرهای تازه را معمولاً با درخواست دادن پیدا نمی‌کنند، آنها را برای رابطه با خود تکمیل می‌کنند. اختلاف این دو در این است که مورد اول در جستجوی یک رابطه حقیقی است با این وجود رابطه دوم می‌خواهد یک بازی یا فریب را شروع کند. مهربانی‌ها، توجه‌ها، ول خرجی ها، وقت گذراندنها، سفر‌ها و هدایا همه با نیت و منظور است. آنها توقع دارند که بعد از گذشتن این هیجان ابتدایی، طرفشان صدبرابر برایشان جبران کند.

برای شما هم جالب است؟ :  به سوالات جنسی کودکانمان چه پاسخی بدهیم

در قبلی روابط عاشقانه متعددی داشته است

ازآنجایی که خیلی زود حوصله‌شان سر می‌رود و قادر نیستند بعد از فروکش کردن هیجان ابتدایی‌شان درمقایسه با یک نفر، پیوندشان را بازهم با ایشان حفظ کنند، مکررا در جستجوی روابط عشقی تازه هستند. وقتی می‌خواهند فرد تازه را برای رابطه با خود تکمیل کنند، از پارتنرهای قبلی خود بعنوان دوستانی خوب یا «فردی دیوانه» یاد می‌کنند!

شدیدا درمقایسه با خودش حساس است | شدیدا درمقایسه با دیگران حساسیت ندارد («من مهمم، تو هیچ اهمیتی نداری. و چون تو هیچ اهمیتی نداری، حتی فکرش را هم نکن که بخواهی در باب من نظر بدهی»)

بااینکه معمولاً بسیار قوی، خودشیفته و بی‌عاطفه به چشم می آیند، با این وجود سایرین گاهی شدیداً شگفت‌زده می‌شوند که وقتی از این مردم انتقاد می‌شود یا به مساله کشیده می‌شوند تا چه اندازه حساس می‌شوند. این حساسیت از احساس ناامنی آنها سرچشمه نمی‌گیرد و آنها هیچ علاقه‌ای به خوشنود کردن دیگران ندارند. دلیل این رفتار آنها، اعتقادشان به برتر بودن خودشان است. آنها تحمل ناتوانی و ضعف خود را ندارند و وقتی کسی درمورد نقاط ضعفشان با آنها حرف می‌زند از کوره در می‌روند.

«من برنده هستم! در بیشتر مواقع.»

برای افرادیکه اختلالات روانی دارند در بیشتر مواقع باید یک برنده و بازنده وجود داشته باشد. برنده بودن برای آنها خیلی مهم است. آنها به ندرت می‌پذیرند که در سطحی پایین‌تر از سایرین قرار گیرند. این مسئله مخصوصا در باب روابط که نیاز به هم کاری دو طرف و گاهی تسلیم شدن هست، سخت‌ساز می‌شود.

امکان دارد احساس کنید که دارید عقلتان را از دست می‌دهید. توانایی‌تان برای فکر کردن و اعتمادبه‌نفستان روز به روز ضعیف‌تر می‌شود.

برای شما هم جالب است؟ :  مردم شاد به این موارد ارزش نمی‌دهند

برای آنهایی که مدتی طولانی است در چنین روابطی هستند، مطمئناً سخت در فکر کردن و تمرکز دیگر عادی شده است. حافظه، تمرکز، توجه، انگیزه و قدرت سازمان‌دهی فرد در چنین روابطی کم‌کم ضعیف می‌شود. احساس خواهید کرد که کارایی‌تان در زندگی شدیدا پایین آمده و در بیشتر مواقع احساس اضطراب خواهید داشت.

قدرت، کنترل و سلطه

آنها از تحقیر کردن، خوار و خفیف کردن، حکمرانی کردن، تخریب کردن و کوچک شمردن دیگران لذت می‌برند. با این وجود هیچوقت تحمل چنین رفتارهایی را در طرف دیگر خودشان ندارند خیلی سریع باعث واکنش خشونت‌آمیز در آنها خواهد شد.

دروغ‌ها، رازها و فریب

فریب و نیرنگ برای این مردم رفتاری عادی است. آنها بی‌اندازه دروغ می‌گویند و خیلی وقت‌ها پنهان‌کاری می‌کنند. این دروغ‌ها می‌تواند کوچک یا خیلی خیلی بزرگ باشند. (مثلاً بچه‌های پنهانی‌شان، ازدواج‌هایشان، هویت دروغین و …)

اخلاقیات پرسش‌برانگیز

در بیشتر مواقع یک روند مداوم و دیرینه از عصیان‌ها و خطاهای اخلاقی می باشد. نمونه‌های آن عبارتند از: خیانت، دروغ، رعایت نکردن کپی‌رایت، دزدی، خشونت یا مجازات کسی که بر سر راه اهدافش قرار می‌گیرد.

احساسات سطحی و کم‌عمق

روابط سطحی آنها به هیچ عنوان در حدی نیست که روزی به روابط عمیق‌تر مبدل شود. بعنوان مثال آنها حتی با یک غریبه که به آنها احساس قدرت می‌دهد یا می‌تواند منبع حسادت برای طرفشان باشد، بسیار بهتر از همسرشان رفتار می‌کنند.

«با این وجود قربانی اینجا منم!»

این شیوه رفتاری معمولاً در مواجه با مردم دلسوز در آنها ظاهر می‌شود. وقتی ما درمقایسه با کسی محبت داریم، خشونت‌های آنها را می‌پذیریم. افرادیکه ظرفیت دلسوزی را دارند ساده تر مورد آزار این مردم قرار می‌گیرند. در مواجهه با چنین مردم دلسوزی، فردی که اختلال شخصیتی دارد خیلی راحت می‌تواند اشتباهات و گناهانش را کمرنگ کند.

برای شما هم جالب است؟ :  این رفتارها دلیل آسیب به روان کودکتان میشود

مثلث

پارتنر تازه خود را حتی با پارتنرهای قبلی ایشان هم در رقابت می‌بیند.

حتی در آداب معاشرت ابتدایی درمورد مهربانی کردن، اعتماد کردن و احترام گذاشتن هم نیاز به یادگیری دارد.

می‌بینید که حتی درمورد مهارت‌های اجتماعی و معاشرتی ابتدایی هم مانند مهربانی، عدالت و نحوه رفتار کردن هم باید به ایشان شرح بدهید. مداوماً جملاتی مانند «با من اینطور حرف نزن.»، «خواهش می‌کنم دیگر دروغ نگو!»، «چرا باید اینقدر با خشونت با من رفتار کنی؟» به ایشان می‌گویید. اگر فردی دچار اختلال روانی نباشد، نیازی نخواهد بود که این نوع آموزش‌ها را برای یک فرد بالای ۷ سال داشته باشید.

هر چقدر هم که تلاش کنی، نمی‌توانی کاری را درست انجام دهی.

بخاطر حساسیت‌هایتان، درک نکردنتان، فضولی‌هایتان یا بی‌ارزشی‌تان بعنوان یک پارتنر متهم می‌شوید (مثلاً لباست افتضاحه، خانه تمیز نیست، دیگر اصلاً ظاهر خوبی نداری! چرا اینقدر حساسی، رفتارت خیلی خسته کننده‌است) هر درخواستی که از ایشان دارید بعنوان تلاش برای کنترل ایشان قلمداد خواهد شد. بعنوان مثال، نگرانی‌های عادی شما و حال و احوال کردن از ایشان و شرایط زندگیش که بین زوج‌ها بطور کلیً عادی است (که با این وجود بهمراه احترام و عشق است) از طرف کسی که دچار اختلالات روانی است تحمل نمی‌شود.

(این لیست به هیچ عنوان یک ابزار تشخیصی نیست. تشخیص اختلالات روانی حتماً باید به وسیله یک کارشناس انجام گیرد.)

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات