کد خبر : 39418
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۲:۱۰
14 views بازدید

وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود…

برای علاقه مندان همیشگی موسیقی خبری در خبرگزاری ها پخش شده مبنی بر اینکه وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود… . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را مشاهده نمائید. هفته نامه صدا – علی نامجو: «مرغ سحر» ساخته «مرتضی نی داوود» سال هاست که با اسم قطعه پایانی کنسرت های «محمدرضا شجریان» اجرا می شود؛ با اینحال […]

برای علاقه مندان همیشگی موسیقی خبری در خبرگزاری ها پخش شده مبنی بر اینکه وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود… . میتوانید با “ایران پی پر” همراه باشید تا این خبر را مشاهده نمائید.

هفته نامه صدا – علی نامجو: «مرغ سحر» ساخته «مرتضی نی داوود» سال هاست که با اسم قطعه پایانی کنسرت های «محمدرضا شجریان» اجرا می شود؛ با اینحال این اثر اولین بار چه زمانی در کنسرت های این خواننده نامدار که یک ملت چشم انتظار اجرا کنسرتی دیگر از ایشان هستند؛ خوانده شد؟ «داریوش پیرنیاکان» مسئله را این گونه شرح می دهد:

«سال ها قبل با آقای شجریان در سن خوزه کنسرت داشتیم و می دانستیم که استاد نی داوود همان جا زندگی می کند، تصمیم گرفتیم ایشان را برای اجرا در سن خوزه دعوت کنیم که در کمال تاسف وقتی به آن جا رسیدیم، استاد دو روز قبل تر از دنیا رفته بود. در کنسرتی که برگزار شد، آقای شجریان مطرح کرد به خاطر درگذشت استاد نی داوود، یک دقیقه سکوت می کنیم و قطعه «مرغ سحر» را اجرا. از همان لحظه دیگر قطعه «مرغ سحر» با اسم قطعه پایانی در کنسرت ما اجرا شد و هر لحظه کنسرت داشتیم مردم اصرار می کردند این اثر را اجرا کنیم.»

ممکن است شرایط اجتماعی، سیاسی از یک سو و خصوصیت های هنری «مرغ سحر» وانگهی دلیل شدند بعد از گذشت نیم قرن از تولید این تصنیف به سرودی همه گیر میان مردم مبدل شده باشد. در بیست و هفتمین سالگرد درگذشت مرتضی خان نی داوود با داریوش پیرنیاکان نوازنده تار و سه تار، مدرس و پژوهشگر موسیقی گفت و گویی انجام داده ایم.

 

«مرتضی نی داوود» چه جایگاهی در آهنگسازی موسیقی ایرانی و نوازندگی ساز تار داشت؟


استاد نی داوود یکی از استادان برجسته موسیقی ایرانی است. تاثیر ایشان در تارنوازی و تولید آهنگ های ماندگار بر کسی پوشیده نیست. خانواده ایشان یک خانواده بطور کلی اهل موسیقی بود. پدر ایشان «بالاخان» هم جزو نوازنده ها بود و برادرشان هم موسی نی داوود ویولن نوازی می کرد و در اکثر کارهای مرحوم نی داوود ویولن نواخته است.

استاد نی داوود با اینکه در مکتب میرزا حسینقلی (آقای حسینقلی) تار مز ید با اینحال شیوه ویژه خودش را در نوازندگی داشت. ایشان بسیار پرسرعت، پرقدرت، با انرژی بالا و در عین حال لطیف و دلچسب ساز می نواخت و آهنگ هایی که ساخته هم جزو آهنگ های ماندگار است. تصنیف «مرغ سحر» مشهور ترین شان است که الان حدودا به سرود ملی مبدل شده است.

مرحوم نی داوود تصانیفی در ابزار های همایون، شور و افشاری ساخته که اکثرشان را می توان  ماندگار دانست. قادریم بگوییم که استاد مرتضی نی داوود جزو برجستگان موسیقی ردیف ابزاری ایران نیز بوده است. ایشان یک دوره نیز ردیف را در رادیو ضبط کرد. آقای نی داوود هم شاگرد میرزا حسینقلی فراهانی بوده و هم شاگرد  غلام حسین درویش خان. استاد نی داوود جزو افرادی است که موفق می شود از درویش خان نشان تبرزین طلا بگیرد.

درویش خان این نشان را به چه افرادی می داد؟


به افرادی که در سطح محشر نوازندگی قرار می دریافت کردند.

پیرامون کشف و آموزش قمرالملوک وزیری هم برایمان شرح دهید…


یکی از خدمت های بزرگ آقای نی داوود به موسیقی ایرانی، کشف استعدادی چون قمرالملوک وزیری است. استاد نی داوود قمر را کشف کرد و بعد قطعاتی را با صدای ایشان روی صفحه ضبط کرد. خیلی از تصانیف نی داوود را قمر خوانده با این وجود نوازندگی تار آن ها برعهده امیرارسلان خان درگاهی است.

قمر در همسایگی استاد نی داوود بود و پا به پای مادربزرگش در محافل مذهبی می خواند. استاد نی داوود صدای ایشان را شنید و درخواست کرد قمر را تعلیم بدهد. این طور شد که قمر هم با اسم یکی از ماندگارترین صداهای موسیقی ایرانی خودش را مطرح کرد. موسیقی در آن دوره با محدودیت اجتماعی مواجه بود و به اندازه امروز گستردگی نداشت. مرحوم نی داوود هم چون خودش به درجه بیان در موسیقی رسید و تمام دوره های موسیقی را تمام کرد، کلاس های موسیقی راه انداخت و شروع به تدریس کرد. ایشان به طرز معمول خواننده تربیت نمی کرد و معمولا انجام این کار برعهده اساتید آواز بود با اینحال گاهی استعداد افرادی چون قمرالملوک وزیری را می دید و این استعداد را تعلیم می داد.

برای شما هم جالب است؟ :  خاطره جالب مجید انتظامی از دیدار با شهیدبهشتی

 

 وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود...

خواننده ها معمولا نزد اساتید آواز می رفتند با اینحال با نوازنده ها هم کار می کردند تا با رموز اجرای موسیقی نیز آشنایی داشته باشند. در تاریخ موسیقی ایران تعداد نوازنده های مطرحی که به تعلیم آوازخوان ها پرداخته باشند محدود است. آن ها معمولا با آوازخوان ها همخوانی و هم یاری می کردند تا آوازخوان ها راه بیفتند با اینحال نقش استادی برای آوازخوان ها نداشتند. با این وجود یکسری نوازنده در تاریخ موسیقی ایران می باشد که نوازنده های مطرحی نبودند با اینحال آوازخوان های خیلی فراوانی را تربیت کردند.

 

استاد اسماعیل مهرتاش بارزترین نمونه این مردم است که تارنواز بود با اینحال در اصل در عرصه تربیت آوازخوان ها موثرتر واقع می شد و آوازخوان هایی چون استاد عبدالوهاب شهیدی، محمد منتشری، محمدرضا شجریان، جمال وفایی و خیلی های دیگر را تربیت کرد. استاد نورعلی خان برومند هم نوازنده تار و سه تار بود با اینحال معمولا شیوه ای از خوانندگی مرحوم طاهرزاده را کار می کرد.

استاد نی داوود اهل یک خانواده کلیمی بود. یهودی ها یک زمانی گرایش عجیبی به موسیقی ایرانی داشتند. این گرایش از کجا نشأت می گرفت؟


من به دانشجوهایم گفته ام که جا دارد پیرامون این مثال یک انتهای نامه نوشته شود. کلیمی ها به موسیقی ایرانی خیلی خدمت کردند. در قبلی موسیقی در بیشتر مواقع از طرف قشریون نهی می شد و در آن ایام که مسلمان ها در خفا موسیقی کار می کردند، کلیمی ها از این نظر آزاد بودند و خدمات مخصوصی به موسیقی ایرانی ارزانی داشتند. من با کلیمی هایی که از ایران رفته اند هم در رابطه هستم.

 

آن ها شدیدا خودشان را ایرانی می دانند و نگاه بسیار عمیق فرهنگی و ملی به ایران دارند. همه می دانند که در تاریخ کوروش هخامنشی خدمت بزرگی به یهودی ها کرده و بعد از فتح بابل آن ها را آزاد کرد. گفت شما آزادید و دین تان آزاد است. به همین خاطر نه تنها در دوره پهلوی که حتی قبل تر اساتید برجسته کلیمی از نمونه یحیی زرپنجه و نصرالله زرین پنج به موسیقی ایران خدمت های ارزنده ای کرده اند. باید به این اساتید پرداخته شود تا در تاریخ ماندگار بمانند.

با اسم یک کارشناس و کارشناس در عرصه ساز تار، فکر می کنید وجه تمایز ردیف مرتضی نی داوود با ردیف دیگر نامداران این عرصه در چیست؟


ردیفی که استاد نی داوود ضبط کرده همان ردیف میرزا حسینقلی است و تنها یکسری اختلاف های جزئی با آن ردیف دارد. درویش خان هم شاگرد میرزا حسنقلی است و تنها یکسری اختلاف های جزئی با آن ردیف دارد. درویش خان هم شاگرد میرزا حسینقلی بوده، یعنی تمامی شاگردهای درویش خان هم ردیف میرزا حسینقلی را نقل کرده اند و تنها در شیوه اجرای ردیف ها یک سری اختلاف های جزیی می باشد.

خود مرحوم نی داوود هم هیچ وقت نمی گوید آن ردیفی که ضبط کرده در دست به خودش است و اتفاقا بیان میکند ردیفی است که از درویش خان یاد گرفته است. ایشان هم یک آهنگساز مطرح و قهار بود و هم یک نوازنده بسیار خوب. کارهای فراوانی با آهنگسازی استاد ضبط شده. به علاوه از طرف دیگر یک سری تک نوازی ها نیز از ایشان می باشد که جزو کارهای بسیار ماندگار و بایگانی موسیقی است.

 

من به شاگردهایم پیش نهاد می کنم این تک نوازی ها را یاد بگیرند و جوان ها هم واقعا به این شیوه علاقه نشان می دهند چون شیوه پرانرژی و پرتحرکی دارد.

کارهایی که استاد نی داوود در عرصه تصنیف سازی، پیش سود و رنگ انجام داده هم جزو کارهای ماندگار موسیقی است و در هر لحظه می شود از آن ها استفاده کرد. ابتدا که رادیو راه افتاد، موسیقی به روش زنده در رادیو پخش می شد و استاد نی داوود یکی از پیشگامان اجرای موسیقی زنده در رادیو بود. در کمال تاسف به دلیل اینکه در آن دوره هنوز ضبطی در کار نبود بخش فراوانی از آن کارهای امروز در معرض نیست تا عموم دریابند ایشان چقدر اکتیو و با این وجود توانمند بوده اند.

برای شما هم جالب است؟ :  گفتگو با «پروین بهمنی» بانوی لالایی خوان قشقایی

 

وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود...

«مرغ سحر» چه خصوصیت هایی دارد که تا این حد پرطرفدار شده و به قول شما امروز مانند یک سرود ملی است؟


برای ایجاد این قطعه اسم دو استاد شهیر همراه با هم قرار گرفته؛ استاد ملک الشعرای بهار که جزو قله های ادبیات معاصر است و استاد مرتضی نی داوود از مهم ترین آهنگسازها و نوازندگان موسیقی ایرانی. وانگهی در شعر «مرغ سحر» مفاهیمی استفاده شده که از آن می توان در هر دوره زمانی استفاده کرد. هرکجا که احساس شود کشور از لحاظ اجتماعی و سیاسی در خفقان و تحت فشار قرار گرفته می شود این اثر زمزمه می شود. جدا از بحث های تکنیکی، دلیل استقبال از این اثر هم همین است. حتی گروه های موسیقی پاپ هم «مرغ سحر» را اجرا می کنند. همه این ها به مفاهیم اجتماعی- سیاسی شعر ملک الشعرای بهار بر می گردد که با آهنگ زیبای استاد نی داوود ترکیب شده و یک اثر ماندگار را ساخته است.

شعر «مرغ سحر» در لحظه خفقان سیاسی دوره حکومت رضاخان پهلوی سروده شده است. ملک الشعرای بهار آن وقت مورد غضب بود و زندانی هم شد. شاعر برخی از تصنیف های استاد شهنازی هم ملک الشعرای بهار است. به هر روی هنرمندهای برجسته معمولا مسائل را ریزتر از آدم های دیگر می بینند. اگر کسی مسائل ریز جامعه را درک نکند و بگوید هنرمند است، به نظرم ادعای باطلی دارد. هنرمندی که تاریخ، اجتماع و جامعه خودش را درک نکند و با آن عجین نباشد، نمی تواند کارهای تاثیرگذاری در عرصه هنر به اجرا بگذارد.

این قطعه هم قبل از انقلاب اجرا می شد و هم بعد از انقلاب. علتش هم این است که چنین آثاری تاریخ مصرف ندارند. قطعه ماندگار «ای ایران» هم همین موقعیت را دارد. در آن اثر هم حسین گل گلاب و استاد روح الله خالقی چنین ترکیب ماندگاری را ایجاد کرده اند. هر دوی آن ها از اهانت نیروهای خارجی در جنگ جهانی دوم به ایران متاثر شدند. هنر چیزی است که در بستر جامعه ایجاد می شود و باعث افزایش جامعه می شود. به نظر می رسد اینجا هم بحث قدیمی و با این وجود دلنشین دغدغه هنر پیش می آید.

همان ماجرای هنر برای هنر یا هنر برای جامعه…


بله. درست است. به باور من، هنری صدرنشین است که بتواند مردم را در جستجوی خود بکشاند. هنری که در جستجوی مردم برود، هنر تاریخ مصرف دار و هنر روزمرگی است. یک سرود ۷۰ سال پیش ساخته شده و هنوز هم در تمامی محافل خوانده می شود و مردم عرق ملی و وطن پرستی شان را با آن نشان می دهند. این یعنی کشاندن مردم در جستجوی خود. ما هنرمندانی هم داریم که برای روزمرگی کار می کنند.

 

در قبلی هم نمونه شان وجود داشت. در آن سال ها خوانندگان فراوانی حاوی سام و رسم بودند با اینحال الان هیچ اسمی از آن ها نیست و نسل تازه اصلا آن ها را نمی شناسد؛ همزمان با اینکه اسم استاد بنان، استاد تاج اصفهانی و استاد شجریان تا وقتی که موسیقی هست، جریان دارد و تکرار می شود. آهنگسازها و نوازندگانی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، پرویز مشکاتیان، مرتضی نی داوود، علی تجویدی، مرتضی محجوبی، مجید وفادار، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده هم همینطور. این ها در مسیر هنری موثر بودند و مردم را در جستجوی خود می کشاندند.

از استاد نی داوود چه خاطره ای دارید برای مان بازگو کنید؟


من شاگرد استاد علی اکبر خان شهنازی بودم. در آن سال ها برای جوان های نوازنده خیلی مهم بود که اساتید مضراب را چگونه در دست می گیرند. این بحث ها معمولا بین ما نوازنده های جوان وجود داشت. من در سن ۲۱ سالگی در جستجوی استاد نی داوود بودم تا پیرامون این مثال با ایشان صحبت کنم. پرس و جو کردم و گفتند ایشان در خیابان فردوسی رو به روی بانک مرکزی یک فروشگاه الکتریکی دارد. در جستجوی آدرس رفتم و فروشگاه آقای نی داوود را پیدا کردم. وارد فروشگاه شدم و دیدم که یک آقای بسیار شیک با کت و شلوار مشکی و کراوات آن جا نشسته و کمی آن طرف تر هم فروشنده مغازه ایستاده. از آن آقای کت و شلواری پرسیدم که سر وقت آقای نی داوود آمده ام.

برای شما هم جالب است؟ :  آزرد‌‌ه‌ام، با اینحال نه از مردم

 

 وقتی با شجریان رسیدیم، خالق «مرغ سحر» رفته بود...

 

گفت نی داوود را چکار داری؟ گفتم من شاگرد استاد شهنازی هستم و می خواهم استاد نی داوود را هم از نزدیک ببینم. بعد ایشان گفت من نی داوود هستم، بیا اینجا بنشین. انگار دنیا را به من داده بودند. خیلی خوشحال شدم و رفتم همراه با ایشان نشستم. آقای نی داوود پرس و جور کرد و از من پرسید آقای شهنازی هنوز هم تدریس می کند؟ من هم جواب دادم بله. ایشان خوشحال بود چون این دو استاد از قبل دوست بودند و با همدیگر تصانیف آقای شهنازی را با صدای قمر روی صفحه ضبط کرده بودند.

پیشتر استاد نی داوود پرسید با من چکار داری؟ گفتم چون شما شاگرد میرزا حسینقلی و همینطور درویش خان بوده اید، می خواهم بدانم مضراب را چگونه به دست می گیرید. استاد نی داوود شرح داد که همه نوازنده ها مضراب را به یک شکل مشخصی در دست می گیرند با اینحال استاد شهنازی چون یک مقدار مضرابش بزرگتر است آن را کمی دارای اختلاف تر به دست می گیرد وگرنه فرقی ندارد. پیشتر درخصوص موسیقی صحبت کرد و خیلی خوشحال بود که جوانانی از قبیل من به موسیقی ارزش می دهند.

در انتهای من گفتم استاد می توانم شما را یک باز هم هم ببینم؟ ایشان گفت هر لحظه دلت خواست می توانی به این جا بیایی. خاطرم هست که یک باز هم هم رفتم و ایشان را دیدم. بعدها استاد از ایران رفت و در آمریکا زندگی کرد تا این که در سال ۶۹ در آمریکا درگذشت.

شما لحظه درگذشت استاد نی داوود کجا بودید؟


اتفاقا آن وقت ما با گروه آقای شجریان در سن خوزه کنسرت داشتیم و می دانستیم که استاد همان جا زندگی می کند. اجرای اول مان در شهر دیگری بود. آن اجرا که تمام شد، تصمیم گرفتیم بهمراه آقا شجریان برویم و ایشان را برای اجرا در سن خوزه دعوت کنیم که در کمال تاسف وقتی به آن جا رسیدیم، استاد دو روز قبل تر در سن ۹۰ سالگی از دنیا رفته بود. در کنسرتی که برگزار شد هم آقای شجریان مطرح کرد به خاطر درگذشت استاد نی داوود، یک دقیقه سکوت کرده و قطعه «مرغ سحر» را اجرا می کنیم. از همان لحظه دیگر قطعه «مرغ سحر» با اسم قطعه پایانی در کنسرت ما اجرا شد و هر لحظه کنسرت داشتیم مردم اصرار می کردند این اثر را اجرا کنیم.

قطعه «مرغ سحر» را در کنسرت سن خوزه به روش فی البداهه اجرا کردید یا از قبل روی آن تمرین داشتید؟


من با اسم نوازنده تار، آقای جمشید عندلیبی نوازنده نی و آقای مرتضی اعیان نوازنده تنبک و به علاوه از طرف دیگر آقای شجریان با اسم خواننده آن کنسرت، اجرای قطعه «مرغ سحر» را از قبل بلد بودیم و مشکلی برای اجرای آن اثر نبود. تنها دل مان علاقه داشت «مرغ سحر» دو روز بعد از مرگ استاد نی داوود به روح خالق این اثر تقدیم شود.

ایران پی پر امیدوار است این خبر در باب موسیقی مورد استقبال شما قرار بگیرد. میتوانید با ابزارهای پایین دوستان علاقه مند به موسیقی را مطلع نمائید.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات