کد خبر : 42394
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۸
14 views بازدید

گفت ‌و گو با ميشاييل هانكه، پیرامون فیلم های احساسی اش

گفت ‌و گو با ميشاييل هانكه، پیرامون فیلم های احساسی اش نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید. روزنامه اعتماد – بهار سرلك: فيلمساز اتريشي، ميشاييل هانكه را بيشتر براي تولید‌ فيلم‌هاي «بازي‌هاي مسخره» (١٩٩٧)، «پنهان» (٢٠٠٥)، «روبان سفيد» (٢٠٠٩) و «عشق» (٢٠١٢) مي‌شناسيم. ایشان در آثارش اغلب […]

گفت ‌و گو با ميشاييل هانكه، پیرامون فیلم های احساسی اش نوشته ای ست که در خبرگزاری ها در باب سینما پخش شده است . امیدواریم در بیشتر مواقع با ایران پی پر همراه باشید.

روزنامه اعتماد – بهار سرلك: فيلمساز اتريشي، ميشاييل هانكه را بيشتر براي تولید‌ فيلم‌هاي «بازي‌هاي مسخره» (١٩٩٧)، «پنهان» (٢٠٠٥)، «روبان سفيد» (٢٠٠٩) و «عشق» (٢٠١٢) مي‌شناسيم. ایشان در آثارش اغلب به مسائل اجتماعي مي‌پردازد و احساس بيگانگي فرد در جامعه امروزي را توصيف مي‌كند.

تازه‌ترين ساخته اين فيلمساز و فيلمنامه‌نويس در قسمت رقابتي هفتادمين جشنواره فيلم كن به نمايش سود. اين درام زندگي خانواده‌اي را در شهر كاله فرانسه به نمايش‌ مي‌گذارد و پشت زمينه جریان به بحران پناهندگي اروپا مي‌پردازد. به باور پيتر برادشاو، منتقد گاردين اين فيلم در حقيقت تمامي كارهاي كلاسيك و ايده‌هاي بصري هانكه، دغدغه های خانوادگي، انتقام‌هاي ميان‌ نسلي، خودخوري و افسردگي از گناه را در خود دارد.

كارين شيفر، خبرنگار نشريه «AustrianFilms» بعد از تماشاي اين فيلم در جشنواره كن با اين فيلمساز به گفتگو نشست.

 

«پايان خوش» فيلمي است كه آن را بعد از «عشق» ساختيد. «عشق» موفق‌ترين اثرتان تا به امروز بوده است؛ موفقيت و شهرت به معني تاييد شدن است. از طرفي فيلم «عشق» را درمقایسه با کارهای قبلي‌تان «احساسي‌تر» توصيف كرده‌اند و از طرف ديگر شما خودتان را فيلمسازي معرفي كرده‌ايد كه علاقه‌مند است مخاطب را در جايگاه هوشياري و گوش به‌زنگي قرار بدهد و در همين حين قراردادهاي بصري را به مساله بكشد.

 

بعد از تولید فيلم «عشق»، وقتي روي فيلمنامه برنامه جديدتان كار مي‌كرديد، قصد شما اين بود كه ديدگاه‌ تند و تيز و بي‌رحمانه‌تان به مردم را روي پرده سينما بياوريد، چه اين مردم اعضاي يك خانواده باشند يا گروهي از يك جامعه .

خيلي احمقانه و رياكارانه است اگر ادعا كنم از تاييد شدن لذت نمي‌برم. با این وجود كه خوشم مي‌آيد. به هر میزان باشد براي مخاطب فيلم مي‌سازم. وقتي فيلمنامه تازه‌اي را مي‌نويسم هيچ‌گونه استراتژي‌اي‌ را دنبال نمي‌كنم؛ به سادگي منتظر مي‌مانم تا نخستين ايده به ذهنم برسد. نخستين فيلمي كه بعد از «عشق» نوشتم، داستاني دارای اختلاف داشت با اینحال به دلايل مختلف خيلي تولید اين فيلم محتمل نبود. بنابراين بايد از نو دست به كار مي‌شدم. مدتي گذشت و داستاني به ذهنم رسيد، داستاني كه در «پايان خوش» روايت كردم. فيلم «عشق» آن‌طور كه [از ابتدا مي‌نمود‍] تمام نشد چون تصميم گرفتم فيلمي «خوب» بسازم. همه فيلم‌هايم احساسي هستند.

 

با هر درونمايه‌اي كه در قالبي خوب سراغ داريد. در حقيقت، كار هنري واقعي همين است كه جریان‌هايي بگويي كه براي دريافت‌كننده هم مفيد باشد و قالب بسته به سوژه تغيير مي‌كند. طبيعتا به نوعي من هميشه يك فيلم را مي‌سازم؛ كدام مولف اين كار را نمي‌كند؟ با اینحال اميدوارم طي زندگي‌ام، فرآيندي را تجربه كنم حداقل در قدم‌هاي كوچك. در هر حال، اين چيزي نيست كه به خودم بگويم: «بسیار محشر، اکنون يك فيلم «خوب» هم ساختم، وقت ساختن فيلمي «زننده» است. » در آن لحظه كه شروع به نوشتن مي‌كني، واقعا نمي‌داني مسير نوشته‌ات به كدام سمت مي‌رود. اتفاقات زيادي طي اين مسير مي‌افتد.

فيلم «پنهان» با سكانسي طولاني از مشاهده شروع مي‌شود كه با دوربين ويديويي گرفته شده است در حالي كه «پايان خوش» با سكانسي كه با دوربين گوشي گرفته شده شروع مي‌شود و همچنين در اين سكانس فردي در دوردست مشاهده مي‌شود. از لحظه تولید «پنهان» چه چيزي در باب بهره برداری از رسانه و رفتار درمقایسه با تصاوير تغيير كرده كه قصد داشتيد در اين فيلم به آن بپردازيد؟

از لحظه تولید «ويديوي بني»، رسانه دغدغه من شده است. وقتي خودت در رسانه اکتیو هستي، انعكاس اين سوژه يك لازمه است. از لحظه تولید نخستين فيلم سينمايي‌ام- كه خيلي از آن وقت نمي‌گذرد- تكنولوژي رسانه به‌شدت گسترده شده است. طي اين ٣٠ سال، دنيا و رسانه هم به همين منوال تغيير كرده است با اینحال مهم‌تر از همه رسانه، جهان را تغيير داده است. امروزه نمي‌تواني روايتي پیرامون آنچه برخي مردم زندگي «عادي» مي‌دانند بدون اينكه رسانه نقشي در اين روايت بازي كند، بگويي. با اینحال اين مسئله بدين معني نيست كه من مي‌خواهم فيلمي پیرامون رسانه بسازم. در اصل برنامه‌اي را كه برنامه‌ريزي‌ كرده بودم با شيوه عملكرد رسانه سروكار داشت، به اين دليل ساده كه اين ایام همه‌چيز همين‌طور است.

برای شما هم جالب است؟ :  کار خوب، آدم را سختگیر می کند

در عين حال، مسئله اينكه فيلم جديدتان را با تصاويري از گوشي همراه شروع كرديد ممكن است تصميمي اساسي پشت آن باشد؟

اين يك تصميم صوري است. نخستين ضابطه روايي‌ام شهامت است. نمي‌خواهم شكيبايي مخاطب را تحت فشار بگذارم بجای آن مي‌خواهم به وسيله متد روايي‌ام، رفتاري محتاط را برانگيزانم. به هر میزان جریان‌سرايي‌ام مختصرتر باشد، مخاطب بيشتر از قوه تخيلش استفاده مي‌كند و من به كشف محدوديت‌هايي در سطحي صوري براي آنچه مي‌توانم كنار بگذارم، آنچه مي‌توانم تقليل بدهم، علاقه‌مند هستم؛ بنابراين مخاطب تشويق مي‌شود تا آنجايي كه مي‌تواند اکتیو باشد.

تماشاي سكانس آغازين «پايان خوش» بيننده را تحت تاثير قرار مي‌دهد؛ هنوز بيننده سرگرم تماشاي عنصر های غافلگيركننده تصاوير كوچك است و بعد بايد مكالمه را دنبال كند و در آن لحظه مشهود نيست كه صحنه‌اي كليدي را به نمايش قرار داده‌اي.

درست است. بايد توجه كني، وگرنه طي فيلم به دفعات خوابت مي‌برد. با اینحال جوان‌ها اين ایام به اين چيزها عادت كرده‌اند؛ آنها با سرعتي نفس‌گير پيامي را مي‌نويسند و اين پيام‌ها را تندتر از نسل‌هايي مي‌خوانند كه بدون اين عادت بزرگ شده‌اند. دختر ١٣ ساله‌اي مانند ايو كه به ذهن خطور می کند وقت زيادي را صرف اينترنت مي‌كند، با سرعت چشمگيري اين كار را مي‌كند و بايد در باب اين كار ایشان جانب انصاف را رعايت كني. تنها سعي دارم داستاني بگويم كه با لحظه و عادت‌هاي ديدن اين ایام سازگاري داشته باشد.

 

ضروری است روي اين فيلم تمركز شود، يعني اميدوارم. سكانس‌ شروعي حسي از سردرگمي را به بيننده مي‌دهد و آنچه روي مي‌دهد باز قرار داده مي‌شود. اتفاقا اين سكانس را با اسنپ‌چت ضبط كرده‌ايم؛ همان سرويس پيام‌رساني كه تنها در همان لحظه‌اي كه پيام را مي‌نويسي موجود است و بعد براي هميشه ناپديد مي‌شود. به هر میزان دلت مي‌خواهد مي‌تواني بگويي بدون اينكه عواقبي داشته باشد و اين ويژگي به نظرم خيلي جالب آمد؛ حتي اگر [پيام مي‌دهي] كه كسي را كشته‌اي، نه خودت و نه بازجو نمي‌تواند اين اقرار را پيدا كند. چيزهايي شبيه به اين، مي‌تواند عواقب ناخواسته‌اي براي واقعيت [زندگي] كاربر آن داشته باشد.

 

همه فيلم‌هايم احساسي هستند

جریان فيلم در شهر كاله، شمالي‌ترين نقطه فرانسه روي مي‌دهد؛ در اين شهر بزرگ‌ترين و بحث‌برانگيزترين اردوگاه‌هاي پناهندگان مستقر شده‌اند. دوري كاله از اتحاديه اروپا و ارزش‌هاي اين اتحاديه، چيزي بود كه شما را وسوسه كرد سراغ اين شهر شمالي برويد؟

كاله به كلمه‌اي كليدي براي بي‌خبري ما از آنچه در دنيا مي‌افتد، تبديل شده است. كنش‌هاي فيلم «پايان خوش» مي‌تواند در هر جاي ديگري از دنيا روي بدهد؛ كاله با اسم مثالي حداكثري انگشت‌نما شده است. به هيچ‌وجه قصد نداشتم فيلمي پیرامون كاله يا مهاجرت بسازم. شرايط جاري در كاله و جاهای اطراف آن به سادگي تجسمي از درخودماندگي تمام عيار است. ما آن قدر روي خودمان متمركز مي‌شويم كه آنچه اطراف‌مان روي مي‌دهد در درجه دوم اهميت قرار مي‌گيرد.

با چه انگيزه‌اي بعد از فيلم «عشق»، از نو با ژان-لويي ترنتينيان همكاري كرديد؟

خيلي ایشان را علاقه مندم. ایشان بازيگر خوبي است و در بازي‌اش پيچيدگي‌هايي دارد كه به ندرت در بازيگر ديگري ديده‌ام. از لحاظ من ويژگي لذتبخش فيلمسازي، همكاري با بازيگران است و طبيعتا اين لذت با كيفيت كار بازيگر افزایش مي‌كند.

فيلم «پايان خوش» شامل صحنه‌هايي از شخصيت‌هايي است كه گاهي نامطمئن هستند و گاهي ناخوشايند و راه خود را به زور باز مي‌كنند يا وارد مرحله تازه‌اي مي‌شوند؛ رشيد در دفتر آنه، ايو در كامپيوتر پدرش، ايو در اتاق پدربزرگش، آنه در آپارتماني كه پسرش، پي‌ير، در آن زندگي مي‌كند، پناهندگاني كه در مراسم نامزدي شركت دارند. آيا مي‌شود مساله محوري فيلم را با پرسش‌هايي مانند كدام ضابطه باقي مي‌ماند و كدام ترك مي‌شود، مطرح كرد؟

تجاوز [به قانون] ويژگي مستمر هر زندگي‌اي است. اين حس را ندارم كه بگويم اين فيلم بيشتر از هر فيلم ديگري شامل چنين ويژگي‌اي مي‌شود. هر نوع تضادي، از نوعي تجاوز از مرزها منتج مي‌شود؛ اين ويژگي درست همه درام‌ها است. عشق هم يك نوع تجاوز است. تنها سعي دارم نگاهي نزديك به آن داشته باشم. وقتي‌ پي‌ير پناهنده‌ها را به مهماني مي‌برد، رسوايي‌اي به بار مي‌آورد و خانواده‌اش را خجالت‌زده مي‌كند و آنها بايد اين موقعيت را سروسامان بدهند و اين كار را با نشان دادن نوعي رفتار رياكارانه مهمان‌نوازي، ساختگي مي‌كنند. دورويي يكي از درون‌مايه‌هاي اغلب فيلم‌هاي من است. با اینحال اين‌طور نيست كه بگوييم «پايان خوش» فيلمي است كه مي‌گويد قشر خاصي از جامعه ذاتي دورو دارند. همه ما رفتارهايي دورو و متظاهر را به نمايش مي‌گذاريم و بي‌وقفه دروغ مي‌گوييم.

برای شما هم جالب است؟ :  واکنش بازیگر مشهور حسین پاکدل پیرامون انتخابات

 

همه ما خودمحور و فريبكار هستيم و همزمان رنجور، ناراحت و تنها هم هستيم. مانند بقيه فيلم‌هايم، «پايان خوش» هم انعكاسي از چگونگي تعامل ما با همديگر است؛ بي‌فكر و بي‌ملاحظه هستيم و در عين حال تشنه عشق هستيم و براي جلب‌توجه دست‌وپا مي‌زنيم. قابل‌توجه‌ترين جنبه درام مساله مشهود ساختن همه اين مغايرت‌ها و تضادها بدون توضيح آنها است. به گمانم دمدمي بودن هم در اين موقعيت مهم است. هر كدام از ما، هزاران چهره داريم. ما مکررا بازي‌مان را عوض مي‌كنيم، حتي براي خودمان. اين فيلم پیرامون شهر كاله نيست، فيلمي پیرامون خودمان است.

 

 محدوديت‌هاي هانكه براي بازيگر آزادي مي‌آفريند

سوژه ما، شيوه زندگي ما است

تازه‌ترين ساخته ميشاييل هانكه، «پايان خوش» در هفتادمين جشنواره فيلم كن به نمايش سود. ایشان كه با دو فيلم قبلي‌اش «روبان سفيد» (٢٠٠٩) و «عشق» (٢٠١٢) نخل طلاي شصت‌ودومين و شصت‌وپنجمين جشنواره فيلم كن را از آن خود كرد، در جشنواره امسال كن يكي از قدرترين فيلمسازهاي مدعي كسب اين جايزه به شمار مي‌رفت با اینحال اين جايزه را فيلم «ميدان» ساخته روبن اوستلوند براي اين كارگردان سوئدي به ارمغان آورد.

بعد از نمايش «پايان خوش» در جشنواره كن منتقدین به دو دسته تقسيم شدند؛ با وجود این به گفته منتقد «ايندي‌واير»، «پايان خوش» فيلمي است كه هانكه بايد آن را در اين برهه از حرفه‌اش مي‌تولید؛ نوعي بازسازي‌ كه با درون‌مايه‌هاي آشنا و دلمشغولي‌هاي هميشگي سروكار دارد با اینحال گويي عامدانه دوقطبي‌اي را ايجاد مي‌كند و از جهت خلاقيت اين فيلمساز را آزاد مي‌سازد. «پايان خوش» حتي شامل لحظات كميك نيز مي‌شود؛ صحنه‌هايي كه در كارنامه اين فيلمساز اتريشي كه به تولید درام‌هاي جدي شهرت دارد، كمياب است. جریان اين فيلم كه در آن ايزابل اوپر، ژان لويي ترنتينيان و متيو كاسوويتس به ايفاي نقش مي‌پردازند، پیرامون از هم پاشيده شدن خانواده‌اي نابهنجار است كه هانكه با بهره برداری از رويكرد بُرنده‌اش و براي شكستن ساختارهاي بورژوازي آن را جلوي دوربين برده است.

یقینا «پايان خوش» فراسينمايي‌ترين اثر هانكه تا به امروز شمرده شود؛ نمايشي بر پايه موقعيت‌هاي مضحك كه به تمامي درون‌مايه‌هايي كه تا این لحظه در حرفه درخشانش به تصوير كشيده، ارجاع مي‌كند. در نشست خبري اين فيلم در جشنواره كن، روزنامه‌نگاران مشتاقانه منتظر بودند از پرسش‌هاي مرتبط و بي‌جواب كه فيلم مطرح مي‌كند، بپرسند و با این وجود هانكه از هدايت شدن در مسير آنها خودداري كرد و گفت هنر خودش را ابراز مي‌كند: «نمي‌خواهم به چنين سوالاتي جواب بدهم… وظيفه‌تان است درك خودتان را داشته باشيد. در صحنه نمايشي كه دارم سعي مي‌كنم سرنخ‌هايي را به تماشاگران بدهم و فيلم را در دل آنها رها كنم.

 

اميدوارم با چشمي باز زندگي را از سر گذرانده باشم. ما نمي‌توانيم بدون اشاره به كوري‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم پیرامون جامعه امروز صحبت كنيم. من هرگز دنبال درون‌مايه‌اي نبوده‌ام؛ اين كار اذيتم مي‌كند. بايد تحت تاثير چيزي باشي تا توانايي نوشتن آن را با كمي عمق داشته باشي.»

در چنین موقعیتی خوب است جریان فيلم را فاش نكنيم با اینحال فيلم شامل صحنه‌‌اي خاطره‌انگيز از پناهندگان در مراسم عروسي مي‌شود. هانكه پیرامون اين صحنه به‌خصوص و قرار گرفتن آن در شهر كاله كه به اردوگاه پناهندگان شناخته مي‌شود، چه بايد بگويد؟ ایشان باز هم پاسخي ابهام آمیز مي‌دهد: «طبيعتا، اين فيلم تلخي‌هايي را كه فرد در آن زندگي مي‌كند، كنار قرار داده است. با اینحال اين فيلم پیرامون مشكل يك فرانسوي نيست… اين مشكل در همه جاي اروپا می باشد. سوژه ما، شيوه زندگي ما است. »

برای شما هم جالب است؟ :  ماجرای جالب ازدواج این بازیگر ایرانی (تصویر)

 

همه فيلم‌هايم احساسي هستند 

فيلم با موضوعات مختلفي سروكار دارد علي الخصوص نوع برقراري رابطه ما از طريق ابزارها و شيوه‌هاي ديگري كه نشریههاي اجتماعي جهان را به مكاني مرتبط‌تر تبديل كرده است با اینحال از طرفي به مكاني كه احساسات و عواطف فرد از طريق رابطه غيرمستقيم به كرختي مي‌گرايد. شخصيت‌هاي فيلم پيام‌هايي توهين‌آميز و پرخشونت به يكديگر مي‌دهند با اینحال هرگز به خاطر اين رفتارشان محكوم يا دستگير نمي‌شوند و هانكه از جذابيت اين مسئله غافلگير نيست چرا كه هميشه در آثارش از راه‌هايي كه برقراري رابطه مي‌تواند خط ميان درست و غلط را محو كند، حرف زده است: «چون فيلم نخستم درون‌مايه‌هايي پیرامون رسانه و شيوه برقراري رابطه داشت نمي‌توان گفت اين مسئله درون‌مايه اصلي اين فيلم هم هست. در حقیقت، اميدوارم بيننده به اين نتيجه برسد كه فيلمم درون‌مايه‌ اصلي نداشته است.»

با اینکه ایشان هميشه پیرامون روند خلاقانه اثرش صحبتي به ميان نمي‌آورد، با اینحال به چه نحو چنين فيلمنامه‌ دوقطبي‌اي را نوشته است؟ با استناد به گفته‌هاي هانكه نوعي سبك آزادانه بود كه باعث بوجود آمدن «پايان خوش» شد. «ما ويژگي‌ها را براي يك شخصيت جمع مي‌كنيم و همزمان پيرنگي حقيقي را مي‌سازيم. با اینکه در اين فيلم، پيرنگي حقيقي نداريم و يك جریان پيش روي ما است. در هر فيلم دارای اختلاف كار مي‌كنم با اینحال پيش از نوشتن صحنه‌ها و ديالوگ‌ها، مي‌كوشم معماري سناريو را كرده باشم. هدفم اين است كه هميشه تا حد امكان كم بگويم تا حداكثر سادگي را بسازم. »

ژان لويي ترنتينيان براي كارگردان فيلم تنها تحسين بهمراه داشته است؛ ایشان بازيگري است كه با هانكه در فيلم «عشق» هم همكاري كرد و به نوعي «پايان خوش» دنباله معنوي اين فيلم از جهت سروكار داشتن آن با دوره عزاداري شناخته مي‌شود. ترنتينيان ٨٦ ساله مي‌گويد: «اصلا مهم نيست اگر تنها بايد يك جمله در فيلم حرف بزنم؛ من هر كاري براي هانكه مي‌كنم. تنها چيزي كه بايد بگويم اين است كه همكاري با هانكه افتخاري است. فهميده‌ام كه ایشان فيلم‌هايش را با استناد به جو سياسي روز مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد.»

از طرفي ايزابل اوپر تا این لحظه چهار بار جلوي دوربين هانكه به ايفاي نقش پرداخته است و مي‌گويد آزادي خلاقانه فيلمساز در صحنه فيلمبرداري، مسري است: «ميشاييل به جزييات ريز و درشتي اشاره مي‌كند با اینحال مانند كارگردان بزرگ ديگري آزادي كامل نتيجه دقت است. كار با ایشان راحت است. يكي از ويژگي‌هاي ایشان دقت به قاب است. من در چهار فيلم با ایشان همكاري كرده‌ام. چيزي كه من از جهت فيزيكي حس مي‌كنم اين است كه به چه نحو اين قاب‌بندي، اين نوع بازي كردن را [در ما] برمي‌انگيزاند. با چنان دقتي قاب‌بندي مي‌شود كه جرياني كاملا طبيعي در ميان ما بازيگران ايجاد مي‌كند.از اين دقت است كه فرد احساس آزادي مي‌كند. »

چند سكانس پاياني فيلم گيج‌كننده است؛ سكانس‌هايي كه شامل نوعي كمدي سياه مي‌شود و اين سبكي است كه هانكه از دهه ١٩٩٠ سراغ آن نرفته بود. ترنتينيان پیرامون روزهايي كه اين سكانس‌ها فيلمبرداري مي‌شد، مي‌گويد: «پايان فيلم را در سه روز فيلمبرداري كرديم. پايان كمي ابهام دارد. شايد پاياني خوش يا پاياني تاسف‌بار باشد. با اینحال قانون من اين است كه هر كاري ميشاييل مي‌كند، خوب است!» ترنتينيان اين حرف‌ها را در همان نشست خبري مي‌زند و با گفتن‌شان همه روزنامه‌نگارها و منتقدین مي‌خندند. اين بازيگر اسطوره‌اي پیشتر پیرامون آخرين صحنه فيلم مي‌گويد كه سخت‌ترين شرايط را براي اين مرد داشت و ابتدا ایشان با دودلي بازي در اين صحنه را پذيرفته بود با اینحال در نهايت وقتي تنها به يك شرط حاضر مي‌شود اين صحنه را بازي كند: «اگر اين صحنه را گرفتيم، خواهش مي‌كنم حضور در كن را بي‌خيال شويم.»

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات