کد خبر : 34997
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۵:۰۹
10 views بازدید

یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها

در خبرها در باب مشاهیر ایران خبری داریم مبنی بر اینکه یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها . پیشتر این خبر با ما باشید. برترین ها – ایمان عبدلی:   سلفی گیرندگان یا (شانتاژهفته)  روز تحلیف عده ای از نمایندگان ذوق زده می شوند و با موگرینی سلفی می گیرند. این سلفی آن قدر بزرگ می شود که کل مراسم تحلیف […]

در خبرها در باب مشاهیر ایران خبری داریم مبنی بر اینکه یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها . پیشتر این خبر با ما باشید.

برترین ها – ایمان عبدلی:

 

سلفی گیرندگان یا (شانتاژهفته)

 روز تحلیف عده ای از نمایندگان ذوق زده می شوند و با موگرینی سلفی می گیرند. این سلفی آن قدر بزرگ می شود که کل مراسم تحلیف را تحت الشعاع قرار می دهد. اصلا به هر میزان که در آن جا گذشت، انگار در طرف دیگر این سلفی بی ارزش بوده. با اینحال آیا واقعا از این سلفی اتفاق با اهمیت تر دیگری نبود؟ از این بزرگنمایی و شانتاژ رسانه ای چه افرادی سود می برند؟

می شد یک مراسم تحلیف کم سرو صدا تر داشت. مانند در بیشتر مواقع با همان ترکیب حامد کرزای و فرستاده سوریه  و چهار کشور آفریقایی مراسم را برگزار کرد، با اینحال حضور موگرینی و دایره ی گسترده و حدودا آبرومند مهمانان خارجی انصافا مراسم تحلیف روحانی را کمی آبرومند تر از دوره های قبلی کرده بود. حضور و وجود هر مهمان وزن و اعتباری است برای دولتی که در شروع راه است آن ها هر کدامشان انگار با حضورشان تایید می کنند که روحانی شایسته این مکان است. دیده اید مراسم عروسی را که صاحب مجلس دل توی دلش نیست که محاسبه مهمان ها بیشتر باشد و صندلی ای خالی نماند تا که به قولی آبرو داری کرده باشند. اکنون همان فضا را در مقیاسی بزرگتر و رسمی تر و جدی تر فرض کنید. برای روحانی و نزدیکانش، این که ۱۰۳ کشور نماینده فرستاده اند به نحوی آبرو داری است. برای دسته ی مخالف هم بسیار محشر کمی آزار دهنده است که چرا مثلا در دولت اسبق این موضوع نیفتاد و اکنون می افتد، پس در نتیجه دنبال پتکی هستند که کل مراسم را پایین پرسش ببرند. پتک همان سلفی بود؛ جراید هم از آن استقبال کردند. اتفاقا این دفعه و در این استقبال رسانه های اصلاح طلب هم همراه با اصولگریان بودند و  سلفی به شکل عجیبی بزرگ شد.

 

 

این که چرا چنین موج های کاذب خبری انقدر دامنه دار می شود، خیلی مساله پیچیده ای نیست. جراید بعضا بر طبق دلایل مختلف از پرداختن به مسائل کلان بازمانده اند، کمی تحدیدها و کمی هم مصلحت سنجی های کاذب حزبی آن ها را فشل و ناتوان کرده. از همین رو حواشی را با قدرت و آزادی بیشتری پرداخت می کنند. در جستجوی خبرها واتفاقات دسته دومی اند که پوشش و پرداختش به هیج جا بر نمی خورد و از جهت دیگر هم با استقبال مردم مواجه می شود. طبع رسانه ای مردم هم این گونه تربیت یافته که مثلا از کلیت یک مسابقه فوتبال، ناراحتی فلان بازیکن لحظه تعویض در ذهنشان می ماند. یعنی حواشی بطور کلی بر متن غلبه می کند. جراید ناتوانند، مردم را جور دیگری پرورش داده اند و مردم هم حاضری خور شده اند و اط لحاظ ذهنی کلیشه ای رفتار می کنند. این موقعیت، گروه ها و مردم صاحب نفوذ را به صرافت می اندازد مقاصد خودشان را در جامعه به شکل کوتاه مدت پر رنگ کنند وهمین هم دلیل می شود که با موج های خبری کوتاه مدتی مواجه باشیم که با فاصله گیری از آن ها متوجه کاذب بودنشان می شویم. ذوق زدگی نماینگان در سفی گرفتن با موگرینی اتفاق مثبت و قابل افتخاری نیست، با اینحال یک فاجعه هم نیست. برای مبحث رسانه ای بحث های اولویت دار دیگری هم هست.

برای شما هم جالب است؟ :  گفت و گو با «مهران و نور»، زوج تکواندوکار ایرانی-ترکیه‌ای

 


شجاعی و حاج صفی یا (خاطیان هفته)

شجاعی و حاج صفی دو بازیکن لژیونر مجبور به بازی در طرف دیگر تیمی از رژیم صهیونیستی شدند. عدم حضور مقابل ورزشکاران رژیم صهیونیستی سال ها قبل ساده تر بود و تبعات کم تری داشت، اکنون با اینحال دنیا کوچک تر شده برخورد و بازخورد ها بیشتر به چشم می آید، نمی شود هم به فکر پیشرفت ورزش بود و هم با چنین حواشی ای ادامه داد.

ممکن است وقت آن شده با تهیه و تنظیم قانونی روشن تکلیف ورزشکاران بلاتکلیف ایرانی واضح شود. مطمئن باشید همین اکنون شجاعی و حاج صفی در مخمصه ای گیر کرده اند که هیچ فوتبالیستی دوست ندارد در آن قرار بگیرد. از جهت دیگر تحت قرار داد یک تیم باشگاهی قرار دارند و در سال منتهی به جام جهانی کلی دغدغه و وسواس دارند که جایگاهی داشته باشند که ترکیب تیم ملی را از دست ندهند. از جهت دیگر هم می دانند که خیلی ها این جا کمر بسته اند که با همین حواشی آن ها را حذف کنند. آن هایی هم که نشسته اند حکم صادر می کنند و خط و نشان می کشند راحت ترین و امن ترین کار را می کنند. کار سخت این است که جوری موضع بگیریم که آتی این دو نفر به اخطار نیفتد. اکنون گیریم اشکان دژآگه قبل تر در چنین شرایطی رفتار دیگری داشته،دژآگه و جهانبخش توانستند و این ها نتوانستند، حاشا به غیرت اشکان و جهانبخش و یک حسرت برای شجاعی و حاج صفی که نتوانستند آن طور که باید رفتار کنند(و با مواضع همیشگی کشورمان در طرف دیگر آن رژیم غاصب هماهنگی نداشتند) و با اینحال اکنون قبلی، کاش با رافت بیشتر و به دلیل تلاش هایی که داشته اند، بخشیده شوند و با این وجود با لحاظ کردن مواردی دیگر به هیچ وجه اجازه تکرار این اشتباه داده نشود.

 

یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها 

 مضاف بر این که همه می دانیم و بی تعارف این عدم حضور ها به اشتراک عده ای از مردم منتقدانی دارد که رفتارهای این چنینی را ابهام آمیز تصور می کنند.همان فضایی که علیپور(روحانی سازمان لیگ) هم با گفتگو چند روز پیشش بر آن صحه گذاشت. همان گفتگو ای که برای عدم حضور مقابل صهیونیست ها عدد و رقم و هدیه تعیین کرد. این همان پچ پچ هایی بود که سال ها شنیده می شد و کسی از نهادهای رسمی تاییدش نکرده بود. با این وجود با محرومیت و فشار بر حاج صفی و شجاعی، غیر از تیم ملی (ملت ایران) و این دو بازیکن، کس دیگری ضرر نخواهد کرد.

برای شما هم جالب است؟ :  فاطمه اکرمی؛ کارشناس سقوط از ارتفاع!

 نکته بعدی هم این که ممکن است اگر یک سر این مسئله مسعود شجاعی نبود، مهار جریان راحت تر بود. ایشان اگر بخواهیم جمع بندی کنیم به اشتراک فوتبالیست های ایرانی کاراکتر متفاوتی دارد . به هرحال کسی مانند ایشان با مواضعی مانند حضور خانم ها در استادیوم و افشاگری مدارس فوتبال را داشته. ممکن است اگر حاج صفی تنها بود، مسئله کمرنگ تر از این ها رسانه ای می شد.

 


سرباز ضارب کهریزک یا (جنون هفته)

سربازی در پادگان کهریزک با کشتن سه تن از سربازان دیگر و مجروح کردن عده ای دیگر اتفاقی ایجاد کرد که اولین نیست و تازه ترین هم نخواهد بود. سربازی در این جا از یک فرصت مبدل به یک مساله شده که قاطبه مردم در پذیرش آن سخت دارند. الزامی به بیننده و مثال نیست، با اینحال بسیار محشر خیلی از جوان ها ادامه تحصیل می دهند که صرفا دیرتر گذرشان به پادگان بیفتد یا اصلا اگر خدا خواست امریه بگیرند. خیلی ها در جستجوی معافیت های باورنکردنی و غریب می روند و اصلا همین مارکت معافیت کاسبی کلانی دارد. همین فوتبالیست ها را مشاهده نمائید انواع ترفندها را برای گذراندن یک سربازی راحت تر به کار می بندند و خلاصه که از قضا سرکنگبین صفرا فزوده.

 دوران خدمت سربازی را  در سیستان و بلوچستان و در زمانه ای که عبدالمالک ریگی آن جا حضور داشت، تجربه کرده ام . چیزهایی را دیده ام و دیده ایم که تصویر حقیقی تری از محیط این دوساله ی سابقا اجباری به دست می دهد. حقیقت های جاری این است که چکونگی و کیفیت خدمت سربازی در عده ای از مواقع(نه در بیشتر مواقع) تا حد فراوانی به این وابسته است که شما تا چه اندازه ای صاحب موقعیت باشید. این سرخوردگی برای عده ای ها از همان گام اول و تعیین یگان خدمتی به چشم می آید. یعنی بعضا هر که کمی تلاش های ویژه داشته باشد، سربازی راحت تری خواهد داشت.

 

یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها 

مساله بعدی حسی از اتلاف وقت است که در پادگان ها جاری است؛ یعنی نهایت کاردانی و کاربلدی عده ای پادگان ها این است که سرباز مکانیک را در قسمت مکانیکی به کار می گیرند و یا نانوا را پای تنور می گذارد. هیچ فن و حرفه و هنری در محیط متکثر سرباز خانه دست به دست نمی شود. از همین رو این دو سال را کسی فرصتی برای یادگیری نمی داند و حسی از اتلاف وقت شیوع پیدا می کند، بدتر این که چون درآمدی هم برای این دوسال تعریف نشده، این حس مبدل به یک باورهم می شود. گفتیم محیط متکثر و از سرباز خانه ها باید عکس هایی زمخت تر از مستندها و فیلم های سینمایی بدانیم. حقیقت امر این است که ناگهان افرادی با فرهنگ های مختلف، کنار هم قرار می گیرند. بسته ی ناهمگون و غریبی که چون عصبیت  در آن جاری است، مستعد انواع ناملایمات هم هست. در حقیقت از فضاهای رسمی که فاصله بگیریم، در سربازخانه ها حقیقت هایی جاری است که اصلا شیک و گفتنی نیست.

برای شما هم جالب است؟ :  با فرماندهان ارشد نظامی ایران آشنا شوید

این ها همه را گفتیم نه که توجیه کنیم اقدام جنون آمیز آن سرباز را، برای آن بی گناهانی که جان باختند و آن هایی که مجروح شده اند، ناراحتیم. با اینحال می دانیم که می شود با تدبیر مدیران، از سربازی باور دیگری در فکر ها بسازند که جوان ها برای ورود به آن شور و شوق و عجله داشته باشند.

 


رضا کیانیان یا (عصبانی هفته)

رضا کیانیان طی گفتگو ای، درمقایسه با حضورش روی بیلبوردهای تبلیغاتی واکنش نمایش داده. کیانیان گفته است: «من مال مردم نیستم، من مال خودم هستم ،هر کسی که دوس ندارد مرا نگاه نکند»

حقیقت این است که کیانیان این چند سال واپسین کار زیادی ندارد. انگار با یک کیانیانی مواجهیم که دائما منتظریم بدرخشد و برگردد، با اینحال خبری نیست. ایشان هنوز هم با این وجود در کارهای فرمان آرا خوب است. آن هایی که« دلم می خواد» را دیده اند تایید می کنند که کیانیان در پنل فرمان آرا درخشان تر است. با اینحال مثلا در «بارکد» یک نقش خیلی معمولی دارد و این سال ها هم برای ایشان پر شده از همین نقش های معمولی. چیزهایی مانند: «نیش زنبور» و…

  اکنون یا نقش خوبی برایش نوشته نمی شود، یا کارگردان ها قادر نیستند خوب از ایشان بازی بگیرند، یا هر چیز دیگری. از کیانیان مانند خیلی های دیگر تنها یک اسم مانده که هر بار منتقدین در تعارف آن می مانند. نامش را از یک اثر بد فاکتور می گیرند که اگر فلان فیلم بد بود، حداقل کیانیان اش بد نبود.

 

یک هفته و چند چهره؛ سلفی دردسرساز و شجاعی تنها 

با اینحال چه کنیم که در باور عمومی، آن شمایل درخشان دهه ی پیشین با ایشان مانده و وقتی خواسته و ناخواسته شمایلی با کسی همراه می شود، دیگر مالکیت اش در تصاحب یک جمع و مردم است. مردمی که ایشان را یک هنرمند تکنیکی می دانند و کیانیان حق ندارد این باور را بهم بزند، چون از همین باور شهرتی بهم زده

کارنامه کیانیان و شمایلی که ایشان در باور مردم ساخته، نفی کننده حق حضور ایشان در پروسه آگهی نیست. کما این که.جنیفر آنیستون و نیکول کیدمن و دیگران هم در آگهی محیطی حضور دارند. با اینحال از الزامات جذب بازار یکی همین است که وزن (باور عمومی) چهره هنری یا ورزشی که برای تبلیغ استفاده می شود با کالایی که تبلیغ می شود تناسب داشته باشد. این گونه که کیانیان پیش می رود، نه به نفع شان هنری اش است، نه آن دمنوش پرفروش می شود! تنها سر تکان دادنی حسرت بار برای رهگذاران تماشاچی آن بیلبوردها می ماند. آقای کیانیان دیگر خیلی چیز قابلی نیست که اصلا مال خودش باشد، یا مال ما مردم. به نظر کمی فراوانی دچار خود بزرگ بینی شده اند. ممکن است باید یاد ایشان بیاورند که از تازه ترین اثر درخشانش سال ها قبلی.

لینک

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات